الفبای «پیشگامی» در رویکرد «جنبش پیشگامان مستضعفین ایران» - قسمت هشتم
پیشگام انسانی است که در جامعه امروز ایران «تغییر و تحول را توسط در هم شکستن ماشین دولت و یا توسط جابجائی طبقه حاکم در بالا تعریف نمیکند، بلکه برعکس تحول و تغییر در جامعه در چارچوب تحول از پائین توسط جامعه مدنی جنبشی خودبنیاد و مستقل تکوین یافته از پائین تعریف مینماید.»
پیشگام انسانی است که «پرچمداری دموکراسی سوسیالیستی سه مؤلفهای وظیفه اخلاقی خود میداند نه وسیله کسب قدرت و هویت و یا مشارکت در قدرت.»
پیشگام انسانی است که در جامعه امروز ایران بر این باور است که «بدون پلورالیزم فرهنگی و دینی، پلورالیزم اجتماعی و سیاسی غیرممکن میباشد.»
پیشگام انسانی است که انواع آگاهیهای خودآگاهساز جامعه ایران را به دو دسته تقسیم میکنند:
الف – آگاهیهای افقی.
ب – آگاهیهای عمودی.
آگاهیهای افقی برای پیشگام همان «آگاهیهای هستند که مردم ایران در عرصه پراتیک سیاسی اجتماعی خود به صورت تطبیقی کسب میکنند» ولی آگاهی عمودی همان «آگاهیهائی هستند که توسط پیشگام به صورت ترویجی و تبلیغی و تهییجی به این جنبشها وارد میشوند.»
پیشگام انسانی است که در عرصه «دین شناسی و اسلام شناسی، باور به ایمان اجتماعی دارد نه ایمان فردی صوفیانه اشعریگری، دنیاگریز، اختیارستیز و فردگرای جامعهگریز.»
پیشگام انسانی است که «به دنبال مناسباتی در جامعه میباشد که سود در خدمت انسان باشد نه انسان در خدمت سود.»
پیشگام انسانی است که مبانی گفتمانش عبارت باشد از:
1 – به فکر جامعه باش.
2 - به فکر ارزش باش نه سود.
3 - دیگر خواه باش نه خودخواه.
4 – مصرفگرا نباش.
پیشگام انسانی است که در چارچوب «رویکرد تطبیقی که دارد، در عرصه حرکت سیاسی اجتماعی به مردم فتوای شرکت یا عدم شرکت در انتخابات رژیم مطلقه فقاهتی نمیدهد، بلکه بالعکس با تحلیلهای سیاسی ذهن مردم را تشحیذ میکند تا خودشان تصمیم به شرکت یا عدم شرکت در انتخابات حاکمیت بگیرند.»
پیشگام انسانی است که «مردم و جامعه را در عرصه پراکسیس سیاسی – اجتماعی خودشان آموزش میدهد، نه در صورت مجرد و ذهنی و آکادمیک.»
پیشگام انسانی است که بر این باور است که «هر اقدام برای ایجاد یک دگرگونی بزرگ، بدون دگرگونی در فرهنگ آن جامعه محکوم به شکست میباشد.»
پیشگام انسانی است که «جامعه را به عنوان کنشگران اصلی جنبش دموکراسی سوسیالیستی سه مؤلفهای میداند، نه طبقه و نه افراد». به بیان دیگر «پیشگام به جای معطوف به قدرت، معطوف به جامعه میباشد.»
پیشگام انسانی است که در عرصه فرایند «آگاهیبخش تبلیغی، به نقش مستقل آگاهیهای اجتماعی و آگاهیهای طبقاتی و آگاهیهای سیاسی معتقد نیست، بلکه برعکس در فرایند تبلیغی، به استرتژی نقش مبارزه مدنی و مبارزه سیاسی و مبارزه طبقاتی در انکشاف آگاهیهای اجتماعی و آگاهیهای سیاسی و آگاهیهای طبقاتی معتقد است.»
پیشگام انسانی است که در چارچوب «رویکرد دیالکتیکی خود» در عرصه جامعهشناسی و مبانی آن:
اولاً «پراکسیس را در کادر در هم آمیختن روبنا و زیربنا» تعریف میکند.
ثانیاً بر این باور است که «ایدئولوژی» میتواند حتی «بر زیربنا هم تأثیرگذار باشد.»
ثالثاً بر این باور است که «تأثیر روبنا بر زیربنا و بالعکس امری دیالکتیکی و پذیرفته شده میباشد.»
پیشگام انسانی است که در «جامعه شناسی با رویکرد تطبیقی، جامعه ایران را با دینامیزم خاص خود این جامعه مورد مطالعه قرار میدهد» و از آنجائیکه جامعه ایران را یک «جامعه دینامیک میداند، تحلیل مشخص از جامعه ایران را در گرو تحلیلهای مستمر افقی و عمودی میداند.»
پیشگام انسانی است که با «دموکراسی سوسیالیستی سه مؤلفهای، به عنوان یک جنبش زندگی میکند.»
پیشگام انسانی است که توسط «استراتژی سه فرایندی آگاهیبخشی ترویجی و آگاهیبخشی تبلیغی و آگاهیبخشی تهییجی در چارچوب آگاهیهای طبقاتی و آگاهیهای سیاسی و آگاهیهای اجتماعی به توانمند ساختن سرمایههای اجتماعی جامعه ایران و پیوند دادن سنگرهای افقی جنبشهای مدنی و جنبشهای طبقاتی و جنبشهای سیاسی میپردازد.»
پیشگام انسانی است که در عرصه «حرکت اجتماعی - سیاسی به دنبال حزب جدای از جنبشهای خودبنیاد و خودسازمانده و خودرهبر بسترساز جامعه مدنی جنبشی تکوین یافته از پائین نیست.»
پیشگام انسانی است که «رهائی گروههای مختلف اجتماعی استثمارزده و استبدادزده و استحمارزده جامعه بزرگ و رنگین کمان ایران، تنها از طریق جامعه مدنی جنبشی خودبنیاد و مستقل تکوین یافته از پائین در دو جبهه بزرگ آزادیخواهانه و برابریطلبانه ممکن میداند.»
پیشگام انسانی است که «رهائی زن در جامعه ایران تنها از مسیر برابری حقوق زن و مرد و عدالت جنسیتی دنبال میکند، نه توسط مبارزه مکانیکی با حجاب اجباری.»
پیشگام انسانی است که در عرصه «هدایتگری جنبشهای افقی مدنی و سیاسی و طبقاتی جامعه ایران، معتقد به هدایت راهبری یا هدایت افقی است، نه هدایت عمودی رهبری.»
پیشگام انسانی است که در عرصه «هدایت افقی راهبری جامعه، معتقد است که باید جامعه مدنی را به سمت جامعه انسانی پیش برد.»
پیشگام انسانی است که «دموکراسی سوسیالیستی سه مؤلفهای را، جنبش اجتماعی برای نجات جامعه ایران از استثمار و استبداد و استحمار تعریف میکند». به بیان دیگر «دموکراسی سوسیالیستی سه مؤلفهای برای پیشگام یک پروژه نیست، بلکه یک جنبش است که میتواند دینامیزم مناسبات سرمایهداری ایران را دچار تحول زیرساختی بکند.»
پیشگام انسانی است که برای فهم منظومه معرفتی اندیشههای شریعتی در جامعه ایران، به جای «فهم کتابی اندیشههای شریعتی، تلاش میکند تا اندیشه شریعتی را در عرصه پراتیک سیاسی اجتماعی فهم نماید» به عبارت دیگر در برابر «فهم کتابی و فهم پراتیکی اندیشههای شریعتی، پیشگام تلاش میکند تا اندیشههای شریعتی را از طریق فهم پراتیکی دنبال نماید.»
پیشگام انسانی است که برای او «سوسیالیسم بدون آزادی و دموکراسی قابل تعریف نیست». آنچنانکه برای او «دموکراسی بدون سوسیالیسم قابل تعریف نمیباشد» و دلیل این امر همان است که «پیشگام هم دموکراسی و هم سوسیالیسم را بر پایه جامعه تعریف میکند، نه بر پایه فرد و یا طبقه خاصی» به عبارت دیگر برای «پیشگام آنچنانکه دموکراسی آزادی اجتماعی سه مؤلفهای سیاسی و اقتصادی و معرفتی میباشد، سوسیالیسم نیز هم سوسیالیسم اجتماعی است نه سوسیالیسم طبقهای خاص که بخواهد توسط دیکتاتوری پرولتاریا، دموکراسی طبقهای را تعریف نماید» و لذا بدین ترتیب است که برای پیشگام «دموکراسی سوسیالیستی سه مؤلفهای مکانیزم حل تضادهای اجتماعی جامعه ایران و مسیر مقابله با تبعیضهای هفت گانه طبقاتی و سیاسی و اجتماعی و مدنی و مذهبی و قومیتی و جنسیتی حاکم بر جامعه ایران و جنبش دموکراسی سوسیالیستی سه مؤلفهای برابری برای همه انسانها و حقوق شهروندی برابر برای همه افراد جامعه بزرگ و رنگین کمان ایران به صورت علی السویه فارغ از جنسیت و قومیت و نژاد و مذهب و زبان و فرهنگ میباشد.»
پیشگام انسانی است که در جامعه امروز ایران توسط «گفتمانسازی دموکراسی سوسیالیستی سه مؤلفهای و گفتمان مسلط کردن عدالت و آزادی به مقابله و مبارزه با فاشیسم مذهبی و پوپولیسم راست حاکمیت میپردازد.»