جنبشهای خودجوش، خودسازمانده، خودرهبر و دینامیک در سه فرایند حرکتهای اجتماعی در سه دهه گذشته (از 1371 تا به امروز)، «چگونه از دیالکتیک حرکتهای اجتماعی جامعه بزرگ ایران حاصل شدهاند؟» - قسمت هشتم
4 - آنچه که در رابطه با اعتصاب سراسری جامعه فرهنگیان ایران در سال 1340 بیش از همه قابل توجه و عنایت بود، اینکه اگرچه آن اعتصاب دو هفتهای در آغاز خواسته معیشتی داشت، ولی فونکسیون و بازتاب اجتماعی آن در جامعه پسا کودتای 28 مرداد 32 فونکسیون سیاسی بود. تا آنجا که آنچنانکه فوقا مطرح کردیم همین اعتصاب دو هفتهای جامعه فرهنگی و معلمان ایران در سراسر کشور باعث سقوط دولت شریف امامی شد. بر این مطلب بیافزائیم که از خودویژگیهای مهم حرکت اعتراضی و اعتصابی جامعه فرهنگیان و یا جنبش معلمان ایران اینکه «به علت پیوند کار آنها با آموزش دانشآموزان، همین امر باعث میگردد که حرکت اعتراضی و اعتصابی جامعه فرهنگی ایران یا جنبش معلمان پیوسته فونکسیون دو مؤلفهای داشته باشد، یعنی از یک طرف باعث اعتلای جنبش دانشآموزان میشود و از طرف دیگر شرایط برای حرکت اجتماعی خانوادههای وابسته به 13 میلیون دانشآموز در سطح کشور فراهم میگردد.»
نباید فراموش کنیم که هر دانشآموز مدرسه که کنشگری در عرصه جنبش دانشآموزی و جنبش معلمان دارد، خود نمایندهای در جنبش اجتماعی خانوادهها در جامعه بزرگ ایران نیز میباشند. قابل ذکر است که بدانیم که رژیم مطلقه فقاهتی حاکم در طول 42 سال گذشته در میان جنبشهای گروههای مختلف اجتماعی جامعه بزرگ ایران، بیشترین احساس خطر نسبت به جنبش معلمان داشته است و دلیل آن هم در همین رابطه میباشد که «رژیم مطلقه فقاهتی اعتلای جنبش معلمان یا جامعه فرهنگی ایرانیان را به مثابه اعتلای جنبش دانشآموزان و اعتلای جنبش 13 میلیون خانواده ایرانی و حتی اعتلای جنبش دانشجوئی تعریف میکنند.»
5 - جمعیت جامعه فرهنگی ایران در دهه 40 بیش از ششصد هزار نفر بوده است که همین کمیت بزرگ معلمان کشور در دهه 40 جامعه معلمان ایران را به عنوان یکی از گروههای بزرگ جامعه ایران درآورده بود. به همین دلیل از آنجائیکه «در فرایند پسا کودتای 28 مرداد 32 جامعه معلمان ایران، نخستین گروه اجتماعی بودند که به صورت خودجوش و خودانگیخته و خودسازمانده و دینامیک تکوین یافته از پائین اقدام به حرکت اعتراضی و اعتصابی سراسری در کشور میکردند، همین امر باعث شده بود تا اعتصابات سراسری معلمان به عنوان سرفصلی از حرکت جنبشی خودجوش و خودسازمانده و خودرهبر جامعه بزرگ ایران در فرایند پسا کودتای 28 مرداد 32 و به خصوص در دهه 40 و 50 (که اوج دوران انسداد سیاسی عصر پهلوی بوده است) تعریف بشود.»
باری، پس از اعتصابات دو هفتهای بهار 1340 جامعه فرهنگیان ایران «دومین اعتصابات جنبش معلمان را در سال 1350 (پس از شروع و اوجگیری جنبش چریکی مدرن در کشور تحت هژمونی دو سازمان مذهبی و غیر مذهبی یعنی سازمان مجاهدین خلق و سازمان چریکهای فدائی خلق) انجام دادند». هر چند که جنبش اعتصابی سال 1340 جامعه فرهنگیان ایران توانست علاوه بر دستاوردهای صنفی و معیشتی دارای دستاوردهای سیاسی هم برای جامعه ایران بشود (بطوریکه آنچنانکه فوقا مطرح کردیم فونکسیون همان اعتصابات دو هفته بهار 1340 جنبش معلمان ایران بود که باعث سقوط دولت شریف امامی گردید) ولی حرکت اعتصابی جامعه معلمان ایران در سال 1350 نتوانست دستاورد سیاسی داشته باشد و دلیل آن هم حاکمیت فضای چریکگرائی و جو سرکوب و اختناق رژیم در آن شرایط بود که از بعد حادثه سیاهکل بر فضای ایران حاکم شده بود. البته در این رابطه باید توجه داشته باشیم که «دستاورد صنفی اعتصاب سراسری معلمان در سال 1350 عقبنشینی رژیم پهلوی نسبت به مشمول کردن معلمان در رابطه با قانون استخدام کشوری بود». به بیان دیگر حاصل دستاورد اعتصاب سراسری معلمان در سال 1350 بود که «قانون استخدام کشوری شامل معلمان ایران شد.»
6 - سومین اعتصاب سراسری جامعه معلمان ایران از 13 مهرماه 57 تا 22 بهمن ماه 57 صورت گرفت. به این ترتیب که جنبش اعتصابی معلمان از 13 مهرماه که مدارس کشور باز شد و سال تحصیلی جدید آغاز گردید، با طرح خواسته آزادی تشکل و سپس آزادی زندانیان سیاسی و در نهایت سرنگونی رژیم پهلوی، حرکت اعتصابی جنبش معلمان همراه با جنبش دانشآموزان و جنبش دانشجویان (در بستر جنبش ضد استبدادی مردم ایران) تا 22 بهمن 57 ادامه پیدا کرد. عنایت داشته باشیم که این حرکت اعتصابی جنبش معلمان که از 13 مهر ماه 57 آغاز شده در 13 آبان 57 به علت کشتار دانشآموزان و دانشجویان در دانشگاه تهران توسط رژیم کودتائی و توتالیتر پهلوی، با جنبش دانشآموزی و جنبش دانشجوئی پیوند خورد که البته این پیوند تا سرنگونی رژیم کودتائی و توتالیتر پهلوی ادامه پیدا کرد.
7 - آنچه که در رابطه با سومین حرکت اعتصابی معلمان ایران در سال 57 بیش از همه قابل توجه بود اینکه:
اولاً در مرحله سوم حرکت اعتصابی جامعه فرهنگیان «سه جنبش معلمان و دانشآموزان و دانشجویان به خصوص از روز 14 آبان 57 (فردای کشتار دانشآموزان و دانشجویان در دانشگاه تهران توسط رژیم کودتائی و توتالیتر پهلوی) توانستند به صورت فراگیر به همبستگی و پیوستگی از بالا و پائین دست پیدا کنند»، بطوریکه در این رابطه میتوان داوری کرد که «روز 13 آبان 57 باید روز پیوند دانشآموز و دانشجو و معلم در تاریخ ایران تعریف کرد.»
ثانیاً شاخه جنبش معلمان در کرمانشاه در مهرماه 57 (با شروع حرکت اعتصابی جامعه معلمان کشور) توانستند با اعتصاب کارگران شرکت نفت که از 18 شهریور 57 (پس از کشتار مردم در میدان ژاله توسط رژیم کودتائی و توتالیتر پهلوی) شروع شده بود، پیوند پیدا کنند و همین امر باعث گردید تا شرایط برای پیوند جنبش معلمان با جنبش کارگری و در ادامه شرایط برای اعتلای جنبش کارگران صنعت نفت ایران هم فراهم بشود.
ثالثاً در سال 57 (برعکس سال 1340 و 1350 که معلمان حرکت اعتصابی خودشان اول با طرح مسائل معیشتی و صنفی شروع کردند) معلمان ایران از طریق «صنفی وارد مبارزه و حرکت اعتصابی نشدند، بلکه برعکس از همان آغاز شروع حرکت اعتصابی سراسری و فراگیر خود در 13 مهر ماه 1357 با شعارهای سیاسی استارت حرکت خودشان را زدند». به بیان دیگر «در سال 57 مشکل معلمان ایران، مشکل اقتصادی نبود بلکه مشکل آنها مشکل سیاسی بود.»
رابعاً در سال 57 برای اولین بار در عرصه میدانی «جنبش معلمان ایران به صورت ترکیبی و چهار مؤلفهای کارگران – معلمان – دانشآموزان – دانشجویان درآمدند». در نتیجه همین امر باعث گردید تا علاوه بر اینکه این جنبش ترکیبی توانست توازن قوا به نفع مردم ایران و به ضرر رژیم کودتائی و توتالیتر پهلوی تغییر بدهد و علاوه بر اینکه بسترساز پیوند این جنبش با اعماق ابر جنبش ضد استبدادی مردم ایران بر علیه رژیم کودتائی پهلوی شد، از همه مهمتر اینکه این پیوند باعث رادیکالیزه شدن شعار جنبش معلمان نیز گردید. قابل ذکر است که حداکثر شعار سیاسی جنبش معلمان از سال 1339 تا 1357 شعار: «شاه باید سلطنت کند، نه حکومت»، ملیگرایان و دکتر محمد مصدق بود اما از 13 آبانماه 1357 شعار جنبش معلمان ایران بدل شد به «آزادی بیقید شرط زندانیان سیاسی و سرنگونی رژیم کودتائی پهلوی.»
خامسا کشته شدن دانشآموزان و دانشجویان در 13 آبان 57 توسط حکومت نظامی شاه نه تنها شرایط برای پیوند سه جنبش دانشآموزی و دانشجوئی و معلمان را فراهم کرد بلکه مهمتر از آن اینکه باعث «سراسری شدن اعتصاب معلمان و بالطبع گستردگی حرکت اعتراضی جنبشهای دانشآموزان و دانشجویان نیز گردید.»
سادساً در میان تمامی جنبشهای به پا خواسته اجتماعی سال 57 به علت سابقه تشکیلاتی، «جنبش معلمان محوریترین جنبشی بود که در سال 57 با ورود به جنبش ضد استبدادی با رژیم کودتائی پهلوی از همان آغاز به دنبال سازماندهی حرکت خود و ایجاد تشکلهای مستقل بودند که البته علی الدوام این تلاش جنبش معلمان در حال انجام میباشد». البته در این رابطه در اینجا لازم است که بر این موضوع تاکید کنیم که معلمان تهران پیشکسوت بودند. از اینجا است که باید بگوئیم که کانون مستقل معلمان در سال 57 تشکیل گردید.
8 - جنبش معلمان در فرایند پسا شکست انقلاب ضد استبدادی 57 مردم نگونبخت ایران به علت حاکمیت گفتمان استبدادساز ولایت فقیه خمینی و به دلیل نهادینه شدن پایههای رژیم مطلقه فقاهتی حاکم در چارچوب گفتمان استبدادساز ولایت فقیه و قانون اساسی ولایت محور حاصل ولایت فقیه خمینی و به علت حاکمیت فضای اختناق و سرکوب و انسداد سیاسی در جامعه ایران جنبشی متکثر با سه رویکرد متضاد شدند که عبارتند از:
الف – گرایش محافظهکارانه صنفیگرائی.
ب - گرایش رادیکال ضد استبدادی و ضد استثماری و ضد استحماری.
ج – گرایش راستگرایانه یا طرفداری از رژیم مطلقه فقاهتی یا طرفداری از جناحهای درون حکومتی ازاصلاحطلبان حکومتی و غیره.
9 - جامعه فرهنگیان تا دهه 80 حرکت پراکندهای داشتند، چراکه بیشتر تلاش میکردند تا «حرکت مطالباتی خودشان را در چارچوب نهادهای دستساز حکومتی به دست بیاورند» و از دهه 80 بود که جامعه معلمان ایران تلاش کردند تا «فعالیت خودشان را صورتی مستقل از حاکمیت مطلقه فقاهتی بدهند» و بدین ترتیب بود که در دهه 80 کانون صنفی معلمان توسط جنبش معلمان بازسازی شد.
باری، اگر چه در دهه 80 با بازسازی کانون صنفی معلمان، جنبش معلمان حرکت دینامیک خود را پس از دو دهه رکود و کما به صورت مستقل از سر گرفتند، اما به علت عدم مجوز فعالیت علنی کانون صنفی معلمان تا سال 1393 که دولت یازدهم شیخ حسن روحانی (پس از حرکتهای زیگزاگی در این رابطه از آنجائیکه در زمان مبارزه انتخاباتیاش به معلمان وعده داده بود تا فضای پادگانی حاکم بر جامعه معلمان و مدارس از بین بیرد، بنابراین پس از حرکت گاز انبری دولت یازدهم در 31 تیرماه 92 که در عرض یک روز بیش از 200 نفر از کنشگران جنبش معلمی دستگیر شدند، بالاخره در سال 93 روحانی حاضر شد که به کانون صنفی معلمان مجوز فعالیت علنی بدهد) حرکت معلمان آنچنان فعال نبود، بنابراین از بعد مجوز فعالیت سال 93 دولت روحانی، این امر باعث گردید تا جنبش معلمان در سال 95 حرکت خودشان را از بالا توسط انتخابات مجمع عمومی کانون صنفی معلمان که در تهران تشکیل شده بود نهادینه کنند هر چند که مجمع عمومی تهران در انتخابات 27 مهرماه 1395 تنها میتوانستند نمایندههای استان انتخاب کنند نه نماینده شهرستانها، بنابراین مجمع عمومی سراسری کانون صنفی معلمان ایران در 27 مهرماه 1395 صورت گرفت و توسط آن مجمع عمومی بود که اولین انتخابات در محدوده استانها نه شهرستانها به انجام رسید.
ادامه دارد