سرمقاله:
با پیروزی پزشکیان در انتخابات ریاستجمهوری چهاردهم رژیم مطلقه فقاهتی حاکم، «در این شرایط، آیا اصلاحطلبان حکومتی قابل بازتولید هستند؟»
بالاخره و بالاخره و بالاخره مرحله دوم انتخابات ریاستجمهوری چهاردهم رژیم مطلقه فقاهتی حاکم در روز جمعه 15 تیرماه 1403 برگزار شد. ستاد انتخابات وزارت کشور رژیم مطلقه فقاهتی حاکم در روز شنبه 16/04/1403 اعلامکرد: «که در پایان فرایند شمارش آرا، مسعود پزشکیان با کسب اکثریت آرا و با شکست سعید جلیلی، رئیسجمهور ایران شد». طبق اعلام وزارت کشور دولت پادگانی ابراهیم رئیسی، «مسعود پزشکیان نامزد مورد حمایت اصلاحطلبان موفق شد 16 میلیون و 384 هزار و 403 رأی (از بیش از 30 میلیون و 530 هزار رأی مأخوذه در دور دوم انتخابات ریاستجمهوری) را از آن خود کند.»
از اینجاست که آقای پزشکیان با شکست سعید جلیلی (5/13 میلیون رأی)، «نامزد مورد حمایت خامنهای و اصولگرایان» رئیسجمهوری رژیم مطلقه فقاهتی حاکم بشود. مطابق اعلان وزارت کشور دولت پادگانی ابراهیم رئیسی، در دور دوم انتخابات مهندسی شده رژیم مطلقه فقاهتی حاکم «بیش از 30 میلیون نفر، معادل 8/49 درصد» از واجدین شرایط رأیدهی، شرکت کردند. در دور نخست این انتخابات نرخ مشارکت «40 درصد» اعلام شده بود، که مسعود پزشکیان در دور اول با کسب 10 میلیون و 415 هزار رأی، (45/42%) و سعید جلیلی با جلب 9 میلیون و 473 هزار رأی (61/38%) از دو نامزد دیگر یعنی محمد قالیباف و مصطفی پورمحمدی پیشی گرفتند. ولی در دور اول بهدلیل اینکه «هیچیک موفق به کسب بیش از 50 درصد آرا نشدند، دو نفر اول و دوم بهدور دوم راه یافتند» بنابراین، مطابق اعلان وزرات کشور دولت پادگانی ابراهیم رئیسی، در دو دور انتخابات، «نرخ مشارکت به 50 درصد نرسید و 607 هزار رأی باطله دادند» چرا که آنچنانکه مطرح کردیم، طبق اعلان وزرات کشور دولت پادگانی ابراهیم رئیسی، در دور دوم انتخابات ریاستجمهوری، در مجموع 30 میلیون و 530 هزار و 157 نفر شرکت کردند، که معادل 8/49 درصد از بیش از 61 میلیون و 433 هزار واجد شرایط رأیدهی بوده است، که از این «میزان رأی مسعود پزشکیان 16 میلیون و 384 هزار و 403 رأی (یعنی 6/53%) شد و سعید جلیلی هم 13 میلیون و 538 هزار و 179 رأی (3/44%)کسب کرد» و «شمار آرا باطله نیز 607 هزار و 575 رأی (2%) بوده است». آنچه که من حیث المجموع میتوان از این انتخابات در مقایسه با انتخابات گذشته جمعبندی کرد اینکه:
الف – افزایش میزان آرا مهندسی شده در مرحله دوم انتخابات ریاستجمهوری چهارم، اتفاقی بیسابقه بوده است، که در این دوره از انتخابات اتفاق افتاد. زیرا پیش از این معمولاً سطح مشارکت در مرحله دوم انتخابات چه مجلس و چه خبرگان رهبری و چه ریاستجمهوری رژیم مطلقه فقاهتی حاکم «کمتر از مرحله اول بوده است.»
ب - دو قطبی شدن انتخابات در مرحله دوم و قرار گرفتن رأی دهندگان بین دو گزینه جبهه اصلاحات حکومتی (بهخصوص از بعد از خیزشهای ملی 96 و 98 و 1401 و طرح شعار «اصلاحطلب، اصولگرا - دیگه تمومه ماجرا) و اصولگرایان آن هم در زمان پروژه «گام دوم انقلاب» یا یکپارچه شدن قدرت حزب پادگانی خامنهای.
ج – آنچه از افزایش مشارکت در مرحله دوم انتخابات مهندسی شده دولت چهاردهم رژیم مطلقه فقاهتی حاکم برای ما قابل فهم است اینکه این افزایش بهخاطر «حب علی نبوده، بلکه بهخاطر بغض معاویه میباشد» که بخشی از مردم در انتخابات دوم شرکت کردند. توضیح اینکه بدونتردید میتوان نتیجه گیری کرد که «افزایش مشارکت در مرحله دوم انتخابات، بهخاطر مخالف با سعید جلیلی نماینده راست بخش اصولگرایان حکومتی و انتخاب بد از بدتر میباشد، نه بهخاطر بازتولید اصلاحطلبان حکومتی.»
یادمان باشد که مسعود پزشکیان در تبلیغات انتخابات رئیسجمهوری بهخصوص در مرحله دوم تمام تلاشش بر این بود که «بین رویکرد اصلاحگرایان وابسته به سید محمد خاتمیو رویکرد راست سعید جلیل جایگاه خودش را تعریف نماید» بنابراین میتوانیم داوری کنیم که «همین کمتر از 50 درصد مشارکت مشمولین حق رأی در انتخابات مهندسی شده رژیم مطلقه فقاهتی، دلالت بر آن دارد که مخالفت مردم با اصولگرایان حزب پادگانی خامنهای عامل پیشی گرفتن پزشکیان از سعید جلیلی شدهاست.»
د - عدم مشارکت اکثریت مشمولین واجد حق رأی که حتی طبق آمار مهندسی شده رژیم مطلقه فقاهتی حاکم «بیش از 50 درصد مشمولین واجد حق رأی در این انتخابات مهندسی شده چه در مرحله اول و چه در مرحله دوم شرکت نکردهاند» که این اکثریت عدم مشارکت در انتخابات مهندسی شده حزب پادگانی خامنهای علاوه بر اینکه نشان دهنده «کثرت عظیم جنبش نافرمانی مدنی میباشد» خود نشان دهنده آن نیز هست که بخش عظیمیاز مردم ایران با این ساختار رژیم مطلقه فقاهتی حاکم مخالفند، و «خواهان تغییر و تحول اساسی ساختاری سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی میباشند.»
ه - یکی از مشخصات افراد ستاد انتخابات مسعود پزشکیان وجود «محمد جواد ظریف» بود که بهعنوان بازیگر اصلی ستاد انتخاباتی او نقش تأثیرگذاری در پیروزی او داشت و در اولین روزهای تبلیغات انتخاباتی نیز مسعود پزشکیان در پاسخ به پرسشی در خصوص حضور فردی چون جواد ظریف در ستاد انتخاباتیاش و همچنین در کابینهاش برای چیست؟ او گفت: «باید منت نیروهای متخصص را برای حضور در کابینه کشید». معالوصف، از اینجا است که میتوان نتیجه گیری کرد که «معمار سیاست خارجی دولت مسعود پزشکیان مانند شیخ حسن روحانی، محمد جواد ظریف میباشد». هر چند که به نظر میرسد که ممکن است محمد جواد ظریف شخصاً نخواهد وارد کابینه پزشکیان بشود، ولی حتماً وزیر خارجه دولت پزشکیان با نظر او تعیین میشود. (مثل محمد صدر، عباس عراقچی و یا علیاکبر صالحی و غیره).
و - از دیگر افرادی که در ستاد انتخاباتی مسعود پزشکیان فعالیت میکرد، علی طیبنیا بود که بدون شک مسعود پزشکیان چه بهصورت مستقیم و چه بهصورت غیر مستقیم تیم اقتصادی کابینه خودش که مرکب از وزیر اقتصادی، وزیر راه و مسکن و شهرسازی، وزیر صمت، وزیر جهاد کشاورزی، بانک مرکزی و سازمان برنامه مدیریت و برنامه ریزی با نظر او تعیین میشود. پر روشن است که همه این رویکردهای مسعود پزشکیان مخالف رویکرد خامنهای است که از بعد از خیزش ملی دیماه 96 و آبانماه 98 و 1401 جهت تثبیت هر چه بیشتر رژیم مطلقه فقاهتی حاکم در چارچوب رویکرد یکدست کردن قدرت در دست خودش توسط پروژه «گام دوم انقلاب» مطرح میکند. بر این مطلب بیفزاییم که مبنای سیاست گام دوم انقلاب خامنهای که همان استراتژی یکدست کردن قدرت در دست خودش میباشد بر مبنای:
1 - چرخش در سیاست خارجی.
2 - رها ساختن رویکرد تعامل جویانه با آمریکا.
3 - تکیهبر مقاومت در برابر فشار حداکثری غرب و در رأس آنها آمریکا.
4 - پیشبرد سیاست تقویت حداکثری.
5 - توانمندی سوق الجشی نیروی موسوم به محور مقاومت در سطح منطقه.
6 - گسترش همگرایی با شرق.
7 - مقابله همه جانبه با غرب.
8 - تنش زدایی با همسایگان و بهبود مناسبات با رقبای منطقهای.
9 - چرخش در سیاست داخلی میباشد، که از نظر خامنهای نماد اصلی این رویکرد دولت پادگانی ابراهیم رئیسی بوده است. «تمامیاین اصول استراتژی خامنهای، کاملاً مخالف با رویکردهای مطرح شده مسعود پزشکیان در جریان مناظره انتخاباتی میباشد.»
در این رابطه بود که خامنهای در فردای اعلان نتایج مرحله دوم انتخابات ریاستجمهوری چهاردهم در 17 تیرماه 1403 در جلسه با اعضای دولت پادگانی ابراهیم رئیسی، «بهصورت غیر مستقیم به مسعود پزشکیان هشدار داد و الگوی رئیسجمهور در نگاه خود را به او گوشزد کرد». او همچنین در آن جلسه با اسم بردن مکرر از ابراهیم رئیسی گفت: «این واقعاً الگوست، باید همه یاد بگیرند». سپس با تأکید بر کلمات «قلبی» و «عملی» مفهوم «اعتقاد قلبی و التزام عملی به ولایت فقیه» را که پزشکیان مثل همه کاندیداهای انتخابات امضا کرده بود، گوشزد کرد و تصریح نمود که: «رئیسی عزیز بهعنوان یک الگو نشان داد، میتوان بهعنوان رئیسجمهور یک کشور، از مجموعه این خصوصیات فکری و قلبی برخوردار بود و آن را در عمل دنبال نمود.»
فراموش نکنیم که مسعود پزشکیان در جریان فعالیتهای انتخاباتی خود که به دانشگاه رفتهبود در واکنش به اعتراض دانشجویان نسبت به وابستگی او به خامنهای گفت: «بنده رهبری را قبول دارم، اصلاً ذوب او هستم. شما حق ندارید به کسی که من بهش اعتقاد دارم توهین کنید. حق ندارید به کسی که باور دارم بیاحترامی کنید». پیش از اینهم در تاریخ 27/03/1403 پزشکیان گفتهبود که: «با عوامل توهین کننده به خمینی باید برخورد جدی کرد.»
باری در همین رابطه بود که از بعد از هشدارهای خامنهای به پزشکیان در جلسه کابینه ابراهیم رئیسی در تاریخ 17/04/1403، مسعود پزشکیان «در عکس العمل نسبت به این هشدار خامنهای، در نامهای به اسماعیل هنیه بر حمایت همه جانبه از حماس تأکید کرد». او در ادامه انتشار پیامهایی با تمرکز بر پیشبرد سیاست منطقهای جمهوری اسلامی به اسماعیل هنیه، رئیس دفتر سیاسی حماس که آمریکا و اتحادیه اروپا آن را گروهی تروریستی میدانند، بار دیگر بر حمایت همه جانبه جمهوری اسلامیاز گروههایی که جمهوری اسلامیآنها را گروههای مقاومت مینامند تأکید کرده است. همچنین در نامه پزشکیان به هنیه، ضمن تقدیر از پیام تبریک او آمده است که: «جمهوری اسلامیتا آزادی قدس شریف به حمایت همه جانبه خود ادامه خواهد داد». پزشکیان پیش از این نامه در پیامیخطاب به دبیر کل حزب الله لبنان، «بر تداوم حمایت از این جریان تأکید کرده بود.»
قابلذکر است که حسین شریعتمداری، نماینده خامنهای در مؤسسه کیهان از این پیام مسعود پزشکیان تقدیر کرده بود. بر این مطلب بیافزاییم که پیشتر سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان تأکید کرده بود که «تغییر رئیسجمهوری در ایران بهمعنای تغییر در حمایت ایران از حزب الله و دیگر گروههای مورد حمایت ایران در منطقه نیست». او همچنین با تبریک پیروزی پزشکیان در انتخابات ایران، «از اینکه او بر استحکام پایههای ایران در حمایت از مقاومت صحه گذاشته تقدیر کرد». علی ایحال، «پزشکپان در خصوص رها کردن برنامههای توسعهمحور و روی آوردن به اقتصاد مقاومتی و بسیج منابع کشور در خدمت اهداف سوق الجیشی (آنچنانکه خامنهای بر آن تکیه میکند) تکیه دارد.»
رویکرد و استراتژی خامنهای در تحلیل نهایی عبارت است از «حذف نیروهای توسعهگرا و رفرمیست یا اصلاحطلبان حکومتی و مسلط سازی مدافعان "گام دوم انقلاب" در دولت و مجلس یا یکدست کردن قدرت در ید خامنهای میباشد». آنچنانکه خود خامنهای در سخنرانی 17/04/1403 گفت «تنها دولت ابراهیم رئیسی الگوی آن میباشد و لا غیر.»
باری، پارادوکس اساسی که در این شرایط مسعود پزشکیان با تشکیل جمهوری چهاردهم رژیم مطلقه فقاهتی با آن روبهرو است اینکه آنچنانکه در مناظرههای تلویزیونی انتخاباتی در دو مرحله دور اول و دور دوم شاهد بودیم، «پزشکیان خودش را اصلاحطلب حکومتی از سلسله سید محمد خاتمیمیداند» و از طرف دیگر میخواهد در چارچوب «گام دوم انقلاب» رژیم مطلقه فقاهتی حاکم و حزب پادگانی خامنهای آنچنانکه خامنهای در سخنرانی 17 تیرماه 1403 به او هشدار میداد. در خصوص مانیفست اصلاحطلبان حکومتی او باید واقف باشد که سیاستهای راهبردی اصلاحطلبان عبارت است از:
الف – تنش زدایی با غرب، که کاملاً ضد مانیفست گام دوم انقلاب خامنهای است.
ب – انتخابات آزاد، که در مانیفست گام دوم انقلاب خامنهای هر انتخاباتی باید صد در صد مهندسی شده و در چارچوب نظریه استصوابی شورای نگهبان و رأی مطلق شیخ احمد جنتی که آینه رأی خامنهای است صورت بگیرد. یادآوری میکنیم، که قبلاً خامنهای در باره درخواست اصلاحطلبان حکومتی اعلام کرده بود که در رابطه با سه موضوع او حاضر به مذاکره با اصلاحطلبان حکومتی نیست:
1 - موضوع شکست حصر سران جنبش سبز و در رأس آنها میر حسین موسوی.
2 - در خصوص رأی استصوابی شورای نگهبان.
3 - در خصوص رابطه با آمریکا، بنابراین هر سه خط قرمز خامنهای ضد خواستههای اصلی اصلاحطلبان است.
ج - تأکید بر جمهوریت که در مانیفست گام دوم انقلاب خامنهای آنچنانکه خود او در سخنرانی اخیرش گفته بود، «اصل اساسی این مانیفست اعتقاد قلبی و عملی به ولایت مطلقه فقیه است.»
ه - توسعه گرایی که کاملاً مقابل «اقتصاد مقاومتی» خامنهای قرار دارد.
و - حکومت قانون، که کاملاً مخالف حکومت ولایت مطلقه فقیه خمینی و خامنهای است. فراموش نکنیم که مهمترین موضوع حاکم بر قانون اساسی ولایتمحور رژیم مطلقه فقاهتی موضوع «برتری رأی ولایتفقیه بر اخلاق و قانون است» لهذا همین امر باعث گردیده که بهقول معلم کبیرمان شریعتی «استبداد ولایت مطلقه فقاهتی هولناکترین استبداد در تاریخ بشر میباشد.»
ز – همدلی با جنبشهای مدنی، همان موضوعی که از نهم خرداد 1371 الی آن، بهصورت جنبشی و خیزش در جامعه ایران اتفاق افتاده است چه در فاز خیزشی 71 و 96 و 98 و 1401 و چه در فاز جنبشی خرداد 76 و تیرماه 78 و خرداد 88 و کلیه جنبشهای صنفی و مدنی و سیاسی که از سال 96 الی آن در جامعه ایران وجود داشته است، توسط حزب پادگانی خامنهای بهشدت سرکوب گشته است و همه این حرکتهای مدنی پیوسته و علی الدوام بهعنوان دشمن شماره یک حزب پادگانی خامنهای بوده که بدونتردید یکی از هدفهای اصلی تکوین پروژه یکدست کردن قدرت در دست خامنهای یا گام دوم انقلاب حزب پادگانی خامنهای فراهم کردن شرایط برای سرکوب هرچه بیشتر این حرکتهای مدنی در جامعه بزرگ و رنگین کمان ایران بوده است.
ح - «خشونت پرهیزی»، که در رویکرد و مانیفست خامنهای تحتعنوان «خشونتگرایی» برای سرکوب هرچه بیشتر جهت قلع و قمع هر گونه حرکت اجتماعی و سیاسی و مدنی در جامعه بزرگ و رنگین کمان ایران میباشد.
باری، تحریم (طبق آمار مهندسی شده رژیم مطلقه فقاهتی حاکم) «بیش از شصت درصدی» دور اول انتخابات و «بیش از پنجاهدرصدی» دور دوم انتخابات مردم نشانمیدهد که ترفندهای جدید رژیم مطلقه فقاهتی، در خصوص گرم کردن تنور انتخابات برعکس انتخابات دو دهه 76 تا 96 که تنور گرم انتخابات باعث به حرکت در آوردن طبقه متوسط شهری به عرصه انتخابات میشد، در این دوره در ادامه انتخابات اسفند 98 و خرداد 1400 و اسفند 1402، حرکت جنبش نافرمانی مدنی جامعه بزرگ و رنگین کمان ایران مانع از حرکت طبقه متوسط شهری و اردوگاه عظیم زحمتکشان به عرصه انتخابات شدهاست.
در انتخابات دوره چهاردهم ریاستجمهوری رژیم مطلقه فقاهتی حاکم، چیدمان کاندیداهای مورد تائید شورای نگهبان که ابتدا 6 نفر بودند، نشان میداد که آنچنانکه در سرمقاله شماره قبل نشر مستضعفین (ارگان عقیدتی، سیاسی، جنبشی، جنبش پیشگامان مستضعفین ایران) مطرح کردیم «انتخابات چهاردهم رئیس جمهوری بازتولید انتخابات دوره سیزدهم رئیسجمهوری رژیم مطلقه فقاهتی حاکم، که در خرداد 1400 صورت گرفت، میباشد» از آنجایی که در انتخابات خرداد 1400:
اولاً انتخابات در چارچوب «گام دوم انقلاب» یا پروژه یکدست کردن قدرت در دست خامنهای بود.
ثانیاً در انتخابات خرداد 1400 دو نفر بهعنوان نماینده اصلاحطلبان حکومتی بودند که یکی از آنها در نیمه راه تبلیغات کاندیداها کنار رفت و تنها نفر دیگر ناصر همتی باقیماند، که در کنار ابراهیم رئیسی رقابت انتخابات را تا پایان ادامهداد و نفر دوم بعد از رئیسی شد. سه نفر دیگر در آخرین روز رقابت طبق طرح مهندسی از پیش به نفع ابراهیم رئیسی کنار رفتند.
ثالثاً در انتخابات خرداد 1400 با اینکه طبق پروژه از قبل طراحی شده قرار بر این بود که در آخر با رقابت بین ابراهیم رئیسی و ناصر همتی انتخابات صورت قطبی پیدا کند، و با قطبی شدن تنور انتخابات گرم شود تا تعداد شرکت کنندگان مشمولین حق رأی دادن در انتخابات به بیش از نصف آنها برسد، اما از آنجایی که ناصر همتی نتوانست نظر بخشی از اصلاحطلبان حکومتی جلب کند، همین امر باعث گردید که پروژه قطبی کردن انتخابات در خرداد 1400 با شکست روبهرو بشود و مشارکت به حداقل خود برسد. لهذا، اگر چه در انتخابات کاملاً مهندسی شده خرداد 1400، ابراهیم رئیسی با حداقل رأی به قدرت رسید، ولی آنچه که در آن مرحله مهم بود اینکه خامنهای توانست برای اولین بار به رئیسجمهوری در راستای «گام دوم انقلاب» یا پروژه یک دست کردن قدرت در دست خودش دست پیدا کند.
در خصوص انتخابات کاملاً مهندسی شده دور چهاردهم رئیسی جمهوری که در دو مرحله 8 و 15 تیرماه 1403 برگزار گردید، بر پایه آنچه در سرمقاله شماره گذشته نشر مستضعفین مطرح کردیم، برنامه خامنهای ابتدا این بود که مانند انتخابات خرداد 1400، دولت چهاردهم با الگوی از دولت پادگانی ابراهیم رئیسی در کادر پروژه «گام دوم انقلاب» یا پروژه یکدست شدن قدرت در دست خودش به انجام برساند. معالوصف، از 6 نفر کاندیداهایی که از فیلترینگ استصوابی شورای نگهبان عبور کردند دو نفر در شکل اصلاحطلب بودند که یکی از آنها صورت صوری داشت (یعنی مصطفی پورمحمدی که از اعضای دادگاه مرگ خمینی در تابستان 67 بود) و یکی دیگر هم مسعود پزشکیان بود یعنی کسی که «در انتخابات ریاستجمهوری 1400 توسط شورای نگهبان رد شده بود، و در جریان انتخابات مجلس دوازدهم در اسفند 1402 توسط هیئت اجرایی انتخابات رد صلاحیت شده بود، اما در انتخابات رئیسجمهوری چهارده هم قرار بر این شد که بهعنوان اصلاحطلبان حکومتی نقش ناصر همت در انتخابات1400، دولت سیزدهم بازی کند» و در صف دیگر (اگرچه دو نفر از آنها صوری بودند) نظر خامنهای بر قالیباف بهعنوان نفر اصلی بود و خود خامنهای در 8 تیرماه به نام محمد باقر قالیباف رأی خود را به صندوق انداخت، اما حمایت راست اصولگرایان از سعید جلیلی (برعکس انتخابات خرداد 1400 که به نفع ابراهیم رئیسی کنار رفت) آمار بالایی از حامیان راست اصولگرایش، «مانع از کنار رفتن او از صف کاندیداها شد». در نتیجه همین امر باعث گردید که بهجای سعید جلیلی، قالیباف که آرا کمتری نسبت به سعید جلیلی بهدستآورد، از مرحله دوم محروم شد و در مرحله دوم انتخابات بهصورت قطبی بین سعید جلیلی از راست اصولگرایان و مسعود پزشکیان از اصلاحطلبان حکومتی برقرار گردید.»
رأی نسبتاً بالای مسعود پزشکیان در مرحله اول، باعث تشویق او جهت گرم کردن تنور انتخابات در مرحله دوم به نفع خودش (در چارچوب گفتمان اصلاحطلبان حکومتی سید محمد خاتمی) گردید. مع هذا، «بازار جدال بین مسعود پزشکیان و سعید جلیلی آنچنان گرم شد، که سعید جلیلی از قافله عقب افتاد و نتیجه آن شد که برنده نهایی در مرحله دوم خود مسعود پزشکیان بشود». البته آنچنانکه فوقا مطرح کردیم «اکنون مسعود پزشکیان بهخاطر پارادوکسهای فوق، در دوران رئیسجمهوری چهاردهم رژیم مطلقه فقاهتی حاکم، در برابر مسیر بسیاری سختی قرار گرفته است». علی ایحال، پرسیدنی است که آیا آنچنانکه خامنهای میخواهد، مسعود پزشکیان میتواند با پیروی از الگوی ابراهیم رئیسی وارد پروژه «گام دوم انقلاب» یا پروژه یکدست کردن قدرت در دست خامنهای بشود؟ یا آنچنانکه خودش در تبلیغات انتخابات به مردم قول داده است، از این چارچوب خارج میشود، و در چارچوب مانیفست اصلاحطلبان حکومتی عمل خواهد کرد؟ باید منتظر زمان بمانیم تا ببینیم، او کدامین راه را دنبال خواهد کرد.
پایان