سخن روز:
تجاوز نظامی امپریالیسم روسیه به اوکراین، «پرداخت هزینه تراژدی امپریالیستی باز تقسیم نظم جهانی توسط مردم نگونبخت اوکراین»
قبل از اینکه وارد اصل بحث بشویم، بهتر است که نیم نگاهی «به شرایط ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک اوکراین در عرصه رقابتهای امپریالیستی بر سر تقسیم باز تقسیم بازارهای کشورهای پیرامونی داشته باشیم»، آنچه که میتوانیم به صورت کپسولی در این رابطه مطرح کنیم اینکه:
1 - کشور اوکراین بیش از سیصد سال جزئی از خاک روسیه بوده و تاریخ این دو کشور برای مدتها در هم تنیده بوده است و اولین دولت روس در اوکراین و کی یف شکل گرفته است و کی یف محل بنیان کلیسای ارتدوکس میباشد.
2 - 22 درصد جمعیت اوکراین روسی تبارها تشکیل میدهند که اینها در بخشهای شرقی اوکراین سکنی دارند و لذا دارای هویت مشترکی به لحاظ فرهنگی و مذهبی و زبانی میباشند.
3 - درصد زیادی از صنایع سنگین و مادر پیش از تجزیه اتحاد جماهیر شوروی سابق در کشور اوکراین قرار دارد.
4 - حدود 80 درصد گاز طبیعی و 75 درصد نفت خام صادراتی روسیه به اروپا از طریق کشور اوکراین انجام میگیرد.
5 - گاز صادراتی روسیه به اروپا از طریق 12 خط لوله گازی انتقال مییابد که پنج خط لوله از 12 خط لوله گازی فوق از خاک اوکراین میگذرد.
6 - کشور اوکراین با 44 میلیون جمعیت در سواحل شرقی و غربی دریای سیاه قرار دارد که شبه جزیره کریمه تنها سر پل اتصال روسیه به آبهای گرم میباشد و بدون تردید اوکراین مهمترین کشور اروپای شرقی از نظر اقتصادی برای روسیه میباشد.
7 - کشور اوکراین در طول چهار قرن گذشته به لحاظ راهبردی حائل اروپا و روسیه بوده است. پس از تجزیه اتحاد جماهیر شوروی، کشور اوکراین مرز اتحادیه اروپا با روسیه بوده است.
8 - کشور اوکراین سنگرگاه روسیه در برابر ناتو و همچنین دیوار دفاع شرقی امپریالیسم روسیه علیه اتحادیه اروپا میباشد.
9 - بواسطه وجود ناوگان دریایی روسیه در بندر سو استوپل در شبه جزیره کریمه، کشور اوکراین و من جمله شبه جزیره کریمه برای روسیهدارای اهمیت استراتژیک و راهبردی میباشد.
10 - امپریالیسم روسیه بدون وجود کشور اوکراین در کنار خود از قدرت جهانی به یک قدرت منطقهای تنزل پیدا میکند.
11 - اگر کشور اوکراین از بلوک ژئوپلیتیک امپریالیسم روسیه خارج بشود، بدون تردید سایر کشورهای حوزه شرقی شوروی سابق به تدریج از حوزه نفوذ امپریالیسم روسیه خارج خواهند شد.
12 - 40 درصد غله جهان و یک سوم گندم نان مردم جهان در اوکراین تولید میگردد، بنابراین استمرار بحران در اوکراین باعث تکوین بحران نان در جهان میگردد.
13 - بیش از 40 درصد تخمه آفتاب گردان جهان در اوکراین تولید میگردد که ادامه بحران فعلی میتواند باعث بحران روغن آفتاب گردان در جهان بشود.
14 - پیوند اوکراین با ناتو، آنچنانکه دولت فعلی و حاکم زلنسکی دنبال مینماید، به معنای هم مرزی ناتو با امپریالیسم روسیه میباشد.
15 - طبق گزارش صندوق بینالمللی پول، سطح زندگی مردم کشور اوکراین در طول 25 سال فرایند پسا تجزیه اتحاد جماهیر شوروی نسبت به گذشته کاهش پیدا کرده است.
16 - کشور اوکراین بعد از روسیه به لحاظ جغرافیائی بزرگترین کشور اروپائی میباشد، یعنی از آلمان هم بزرگتر میباشد.
باری، در همین رابطه برای فهم بیشتر جوهر جنگ تحمیلی و تجاوزکارانه امپریالیسم روسیه، بهتر است که به شرایط ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک امپریالیسم روسیه هم نیم نگاهی داشته باشیم، بنابراین:
الف – 47 درصد گاز و سوخت اروپا و در رأس آنها آلمان از طریق روسیه تأمین میگردد و لذا، 73 درصد آلمانیها مخالف تحریم اقتصادی روسیه توسط امپریالیسم آمریکا میباشند.
ب - 40 درصد اقتصاد روسیه در دست 500 ابر سرمایهدار روسی قرار دارد و همین امر باعث شده است که الیگارشی مالی بر نظام سیاسی و اقتصادی فدراسیون روسیه حاکمیت کند.
ج - امپریالیسم روسیه اگر بزرگترین قدرت اتمی جهان تعریف نکنیم (که بسیاری از صاحب نظران جهانی بر این باور میباشند) لااقل دومین کشور اتمی جهان میباشد.
د - 40 درصد پتاسیم و آمونیاک جهان (که مواد اصلی کود شیمیائی میباشند) در روسیه حاصل میشود که بیشک بحران فعلی و تحریمهای امپریالیستی (به سرکردگی امپریالیسم آمریکا) بر روسیه، باعث ایجاد بحران کود شیمیائی بر کشاورزان جهان میشود.
ه – با اتمام خط لوله نورد استریم 2، درصد تأمین گاز اروپا و در رأس آنها کشور آلمان به بیش از 60 درصد افزایش پیدا میکند.
و - روسهای ساکن مناطق شرقی کشور اوکراین از سال 2014 میلادی در منطقه دونباس با تأسیس دو جمهوری دونتسک و لوگانسک، با تحریک امپریالیسم روسیه دولتهای محلی مستقل از دولت اوکراین تشکیل دادهاند و در طول 8 سال گذشته همراه با استان آدسا بر آهنگ فعالیتهای خود جهت الحاق به روسیه افزودهاند در این رابطه بوده است که روسیه در طول 8 سال گذشته خواستار مذاکره دولت اوکراین با نمایندگان این دو منطقه برای دستیابی به توافق و حل و فصل اختلافات بوده است، اما دولت اوکراین، امپریالیسم روسیه را به حمایت و تشویق جدائیطلبان منطقه دونباس متهم میکند و مذاکره با نمایندگان این منطقه را رد کرده است. قابل ذکر است که در تحلیل نهائی امپریالیسم روسیه به دنبال آن است که با تأسیس دو جمهوری دونتسک و لوگانسک دیواری حائل بین خود و کشور اوکراین و ناتو ایجاد نماید.
ز – پس از الحاق شبه جزیره کریمه به روسیه (در فرایند پسا فروپاشی و تجزیه اتحاد جماهیر شوروی) تقابل دو کشور روسیه و اوکراین وارد فرایند جدیدی گردید که با حمایت جهانی از اوکراین در این عرصه به صورت مشخص تضاد بین اوکراین و امپریالیسم روسیه از فرایند منطقهای وارد فرایند جهانی شده است.
ح - اگر چه روسیه در فرایند پسا فروپاشی و تجزیه اتحاد جماهیر شوروی، پیوسته خواستار پیوستن به پیمان ناتو بوده است، اما این خواسته روسیه توسط امپریالیسم آمریکا پیوسته رد شده است، چراکه امپریالیسم آمریکا در فرایند پسا فروپاشی و تجزیه اتحاد جماهیر شوروی، با تثبیت هژمونی بلامنازع سیاسی و اقتصادی و اداری و نظامی خودش بر جهان سرمایهداری، پیوسته به دنبال دشمنسازی روسیه و چین به عنوان دو دشمن در برابر ناتو بوده است. پر پیداست که به موازات به چالش کشیده شدن هژمونی بلامنازع امپریالیسم آمریکا در قرن بیست و یکم توسط چین و روسیه، امپریالیسم آمریکا پیوسته تلاش کرده است تا تقابل خودش با امپریالیسم روسیه و چین، در نماد ناتو پنهان نماید. در همین رابطه بوده است که از بعد از فروپاشی و تجزیه اتحاد جماهیر شوروی (از سالهای 1991 - 1989 الی الان) امپریالیسم آمریکا و متحدانش در اروپا توانستهاند 16 کشور دیگر به عضویت پیمان ناتو اضافه کنند؛ و همچنین توانستهاند روسیه را به عنوان مهمترین دشمن پیمان ناتو تعریف کنند.
قابل ذکر است که پیمان ناتو یک پیمان نظامی بود که قبل از فروپاشی و تجزیه اتحاد جماهیر شوروی (در فرایند پسا جنگ دوم جهانی) امپریالیسم هار آمریکا، همراه با متحدینش در غرب این پیمان نظامی را بر علیه اتحاد جماهیر شوروی ایجاد کردند و پیمان نظامی ورشو، پیمانی است که توسط بلوک شرق تحت هژمونی اتحاد جماهیر شوروی بر علیه پیمانی نظامی ناتو ایجاد شد و با فروپاشی بلوک شرق و اتحاد جماهیر شوروی، پیمان نظامی ورشو هم منحل گردید، در نتیجه همین امر باعث شد که فدراسیون روسیه (در فرایند پسا فروپاشی و تجزیه اتحاد جماهیر شوروی) از طریق پیمان شانگهای به بازسازی پیمان نظامی – اقتصادی جدید در برابر پیمان ناتو بپردازد. بر این مطلب بیافزائیم که پیمان ناتو در این شرایط تماماً در خدمت هژمونی اقتصادی و سیاسی و نظامی بر جهان امپریالیسم آمریکا و متحدین غربی آن میباشد. طرح عضویت اوکراین و گرجستان به ناتو (توسط امپریالیسم آمریکا و متحدانش) باعث اوجگیری نگرانی امپریالیسم روسیه نسبت به تهدید منافع و امنیت روسیه در برابر امپریالیسم آمریکا و متحدانش شده است. در این رابطه است که تا قبل از شروع تجاوز نظامی امپریالیسم روسیه به اوکراین، درخواست اصلی پوتین از امپریالیسم آمریکا این بوده است که ناتو اعضای دیگری (به طور مشخص اوکراین و گرجستان) نباید بپذیرد. طبیعی است که اگر گسترش ائتلاف ناتو (بعد از جنگ سرد و فروپاشی و تجزیه اتحاد جماهیر شوروی) شکل نمیگرفت و یا اگر گسترش ائتلاف ناتو هماهنگ با ایجاد یک ساختار امنیتی مشترک در اروپا بطوری تکوین پیدا میکرد که روسیه را هم در بر میگرفت، تضاد بین روسیه و اوکراین هرگز نمیتوانست از سطح منطقهای خارج بشود و عرصه رقابت بینالمللی امپریالیستی در عرصه تقسیم باز تقسیم بازارهای جهانی مطرح گردد. البته در طول 25 سال گذشته امپریالیسم آمریکا و متحدین اروپائیاش، پیوسته تلاش کردهاند تا توسط انقلابهای رنگی در کشورهای اقماری امپریالیسم روسیه، منازعه به جای صلح بین فدراسیون روسیه با این کشورها جانشین نمایند.
ط - اسناد داخلی منتشر شده توسط ویکی لیکس در خصوص سیاستهای امپریالیستی آمریکا نشانگر آن است که پیشنهاد پیوستن اوکراین به ناتو ابتدا توسط بوش پسر یا بوش دوم رئیس جمهور وقت آمریکا مطرح شده است.
ی - روسیه بالای 17 میلیون مترمربع وسعت دارد و لذا به همین دلیل در طول 25 سال گذشته امپریالیسم آمریکا پیوسته به دنبال تقسیم فدراسیون روسیه بوده است و باز در این رابطه بوده است که برژنسکی میگفت: «روسیه کشور بیش از حد بزرگی است و باید به چهار کشور تقسیم بشود.»
ک – پیوند بین چین و روسیه در این رابطه باعث گردیده است که پیمان همکاری شانگهای از صورت اقتصادی به سمت نظامی پیش برود و شرایط برای جایگزینی با پیمان ورشو سابق فراهم بشود.
باری، آنچه که با عنایت به موارد فوق میتوانیم در خصوص تجاوز نظامی امپریالیسم روسیه به کشور اوکراین مطرح کنیم اینکه:
اول – آنچنانکه نوام چامسکی (روشنفکر بزرگ آمریکا) مطرح کرده است، «حمله نظامی روسیه به اوکراین حملهای بیدلیل و ناموجه میباشد که در آینده یکی از جنایات جنگی بزرگ قرن بیست و یکم خواهد بود.»
دوم - بدون تردید در تحلیل نهائی «بدون توجه به رقابت امپریالیستی جهان سرمایهداری هرگز و هرگز نمیتوان به جوهر تجاوز نظامی امپریالیسم روسیه به کشور اوکراین دست پیدا کرد» و دلیل این امر هم این است که هرگز «تجاوز نظامی امپریالیسم روسیه به اوکراین، رعد در آسمان بیابر نمیباشد.»
سوم - تلاش امپریالیسم آمریکا در راستای زمینهسازی و تحریک امپریالیسم روسیه جهت تجاوز نظامی به کشور اوکراین توسط عدم عقبنشینی نسبت به خواسته ولادیمیر پوتین در راستای محدود ساختن پیشروی ناتو به طرف مرزهای روسیه و عدم پذیرش روسیه به عنوان عضو ناتو و تحریک اوکراین جهت عضویت در ناتو از زمان بوش پسر (که عوامل برونی تکوین جنگ تجاوزگرایانه امپریالیسم روسیه به اوکراین میباشد) در راستای فعال کردن صنایع نظامی امپریالیسم آمریکا میباشد. بدین خاطر در این رابطه است که باید داوری کنیم که در تحلیل نهائی «جوهر تجاوز نظامی امپریالیسم روسیه به کشور اوکراین، ریشه در بحران تقسیمهای امپریالیستی جهت بازتعریف نظم چند قطبی جهانی دارد». طبیعی است که داوری کنیم که «تجاوز نظامی روسیه به اوکراین یک شبه اتفاق نیفتاده است، بلکه حداقل 25 سال رقابت امپریالیستی بسترساز این تجاوز نظامی بوده است» و در این شرایط آنچه بیشتر قابل توجه است، اینکه «عامل اصلی دخالت همه جانبه امپریالیسم هار آمریکا در آتشافروزی تجاوز نظامی امپریالیسم روسیه به کشور اوکراین مربوط به چالش کشیده شدن هژمونی اقتصادی و سیاسی و نظامی امپریالیسم آمریکا در سطح جهانی میباشد»؛ زیرا:
1 - «بدون تردید در پنج سال آینده چین به عنوان اقتصاد اول جهان مطرح خواهد شد» که معنای دیگر این حرف آن است که «امپریالیسم چین بزرگترین قطبی است که در این شرایط هژمونی اقتصادی جهانی امپریالیسم آمریکا را به چالش میکشد» و به همین دلیل است که «امپریالیسم آمریکا و دولت بایدن در این شرایط تلاش همه جانبه میکنند که هیولای قدرت اقتصادی چین را بیش از همه به چالش بکشند». یادمان باشد که در این شرایط «امپریالیسم آمریکا اگر چه هنوز به عنوان اقتصاد اول جهانی مطرح میباشد و هنوز هژمونی گذشته و لرزان خودش را بر بازارهای سرمایهداری توسط هژمونی دلار حفظ کرده است، ولی نباید فراموش کنیم که امپریالیسم آمریکا در این شرایط بدهکارترین کشور جهان میباشد که بخش بزرگی از بدهکاری آمریکا به چین است». بر این مطلب بیافزائیم که کسری بودجه نجومی امپریالیسم آمریکا در این شرایط هژمونی اقتصادی آمریکا را به چالش کشیده است.
2 - لازم است که عنایت داشته باشیم که «بودجه نظامی امپریالیسم آمریکا از مجموعه بودجه نظامی 10 کشور برتر سرمایهداری جهانی بیشتر میباشد». چراکه در این شرایط «بودجه نظامی آمریکا 738 میلیارد دلار میباشد، در صورتی که مجموعه بودجه نظامی 10 کشور برتر سرمایهداری جهانی 656 میلیارد دلار است». لازم به ذکر است که خود این حجم بودجه نظامی آمریکا نشان دهنده هژمونی نظامی امپریالیسم آمریکا بر جهان سرمایهداری در این شرایط میباشد.
3 - فروپاشی و تجزیه کشور یوگسلاوی در دهه 1990 به هفت کشور مجزا از هم توسط امپریالیسم آمریکا و متحدانش همراه با توسعه اتحادیه اروپا به سوی شرق و جنوب (در فرایند پسا جنگ سرد و فروپاشی شوروی و بلوک شرق) باید در راستای «رویکرد مهار امپریالیسم روسیه توسط امپریالیسم آمریکا تحلیل نمائیم.»
4 - بدون تردید در این عرصه امپریالیسم آمریکا و متحدانش به دنبال آن هستند تا با فشارهای هر بیشتر اقتصادی توسط تحریمهای همه جانبه، «روسیه را تضعیف کنند و از یک ابر قدرت جهانی به سمت یک قدرت منطقهای تبدیل نمایند» اما در این رابطه تحلیل ما بر این امر قرار دارد که این «رویکرد امپریالیسم آمریکا نسبت به روسیه فونکسیون عکس خواهد داشت، چراکه فشار حداکثری اقتصادی امپریالیسم آمریکا بر روسیه توسط تحریمهای اقتصادی باعث پیوند هر چه بیشتر روسیه با چین در برابر امپریالیسم آمریکا و متحدین غربی او میگردد». یادمان باشد که «رقابت اقتصادی امپریالیسم آمریکا با امپریالیسم چین در عرصه بینالمللی در این شرایط از مهمترین عامل بحران نظام بینالمللی میباشد»؛ و در این شرایط مهمترین تلاش امپریالیسم آمریکا در راستای بازسازی هژمونی لرزان اقتصادی و سیاسی جهانی خودش بر این امر قرار دارد که «این رقابت هژمونی اقتصادی با چین را به عرصههای دیگر سیاسی و نظامی از جمله موضوع تایوان بکشاند.»
پر واضح است که «پیوند استراتژیک بین دو امپریالیسم چین و روسیه در این شرایط میتواند تمامی رشتههای امپریالیسم آمریکا و متحدین غربیاش را پنبه بکند». برای فهم جایگاه اقتصادی امپریالیسم چین در مقایسه با جایگاه لرزان هژمونی اقتصادی امپریالیسم آمریکا، کافی که توجه داشته باشیم که «حجم تولید داخلی چین در آغاز قرن بیست و یکم 10 درصد حجم تولید داخلی آمریکا بوده است» اما در عرض 20 سال قرن بیست و یکم «چین توانست حجم تولید داخلی خود را به 60 درصد حجم تولید داخلی آمریکا برساند» و در دوره بحران کرونا، «چین توانسته است حجم تولید داخلی خود به 72 درصد حجم تولید داخلی آمریکا برساند»، بنابراین، با توجه به این سیر رشد اقتصادی چین است که نظریهپردازان اقتصادی جهانی بر این باور میباشند که تا «5 سال آینده چین هژمونی اقتصاد جهان سرمایهداری را از دست امپریالیسم آمریکا خواهد گرفت که البته با خروج هژمونی اقتصاد جهان سرمایهداری از کف امپریالیسم آمریکا، جایگاه هژمونی آمریکا در همه عرصههای دیگر هم به چالش کشیده میشود.»
باری، در این رابطه است که در این شرایط «امپریالیسم چین تلاش میکند که از بحران جنگ روسیه و اوکراین در راستای بالا بردن قدرت اقتصادی خود حداکثر استفاده بکند». همچنین در این رابطه است که چین در این شرایط بحرانی جهانی (به خاطر تجاوز نظامی امپریالیسم روسیه به کشور اوکراین) تلاش مینماید تا «برنامه جهان خودش را برای یکپارچگی اقتصادی و تثبیت هژمونی این کشور بر پایه پروژه ابریشم و طرح کمربند و راه دنبال نماید». در نتیجه میتوان داوری کرد که تحریمهای گسترده اقتصادی امپریالیسم آمریکا و متحدین غربیاش علیه امپریالیسم روسیه در تحلیل نهائی بسترساز هر چه بیشتر پیوند استراتژیک بین روسیه و چین در راستای بازسازی نظم جهانی چند قطبی و به چالش کشیدن هژمونی امپریالیسم آمریکا در تمامی عرصهها میباشد. اضافه کنیم که چین بر این باور است که امپریالیسم آمریکا و متحدین غربیاش به دنبال آن هستند تا «همین تحریمها را (در جریان حمله به تایوان توسط چین) بر چین هم تزریق نمایند» بنابراین، چین تلاش همه جانبه میکند که «گرفتار تله حمله نظامی به تایوان (که امپریالیسم آمریکا و دولت بایدن پروژه آن را دنبال میکنند) نشود.»
5 - امپریالیسم آمریکا و متحدان غربیاش در این شرایط تلاش میکنند که از آب گل آلود بحران جنگ بین روسیه و اوکراین حداکثر بهرهوری کنند تا منهای اینکه «کنترل حکومت پوتین در داخل روسیه را به چالش بکشند» و منهای اینکه «روسیه را وادار سازند تا موضع خود را در قبال اوکراین در این تجاوز نظامی تغییر بدهد، روابط کشور روسیه با کشورهای ایران و کوبا و ونزوئلا و چین را در راستای منافع خود تغییر بدهند.»
6 - دولت زلنسکی از بعد از تجاوز نظامی روسیه به اوکراین به دنبال آن است که توسط «شرکت در بازیهای ژئواستراتژیک امپریالیسم آمریکا و متحدان غربیاش، در این جنگ روسیه را به شکست بکشاند و امپریالیسم روسیه را وادار به عقبنشینی سازد» که البته در این رابطه بیش از همه «زلنسکی تلاش میکند تا پای ائتلاف ناتو را به صورت مستقیم به این جنگ بکشاند و توسط آن جنگ را از حالت بین دو کشور روسیه و اوکراین، بدل به جنگ روسیه با ناتو بکند». البته این رویکرد زلنسکی صد در صد اشتباه میباشد. چرا که نه تنها امپریالیسم آمریکا و متحدین غربیاش حاضر به ورود مستقیم نظامی در این جنگ با روسیه نمیشوند، بلکه خود همین رویکرد زلنسکی باعث بیاعتمادی مردم اوکراین در این شرایط نسبت به او میگردد.
7 - باز در همین رابطه است که «هدف امپریالیسم روسیه پس از سه هفته جنگ در اوکراین، منهای ایجاد حائل بین دو کشور روسیه و اوکراین توسط جداسازی دو جمهوری دونتسک و لوگانسک از خاک اوکراین و منهای قطع کردن خاک اوکراین با دریای سیاه، حتی با تغییر دولت زلنسکی یک دولت دست نشانده وابسته به روسیه را جایگزین آن سازد.»
8 - در این رابطه عنایت داشته باشیم که دکترین کلینتون در فرایند پسا جنگ سرد و فروپاشی بلوک شرق و شوروی بر این پایه بود که: «در صورت لزوم امپریالیسم آمریکا میتواند به صورت یک جانبه و از جمله استفاده یک جانبه از نیروی نظامی برای دفاع از منافع حیاتی آمریکا مانند تضمین دسترسی بدون ممانعت به بازارهای کلیدی و منابع انرژی و منافع استراتژیک اقدام نماید.»
9 - باز در همین رابطه میباشد که امپریالیسم آمریکا و متحدین غربیاش در راستای تثبیت هژمونی نظامی و اقتصادی و سیاسی لرزان خود، قوانین بینالمللی و از جمله ماده 2 منشور ملل متحد که تهدید با استفاده از زور علیه تمامیت ارضی کشور دیگری را ممنوع کرده است (آنچنانکه در افغانستان، عراق، سوریه، لیبی و یمن و کشورهای تجزیه شده یوگسلاوی سابق شاهد بودیم) در یک چشم به هم زدن، نقض کنند؛ و با این رویکرد خود بود که «شرایط برای تجاوز نظامی امپریالیسم روسیه به اوکراین را فراهم کردند». لذا در این رابطه است که پوتین در سخنرانی خود در 24 فوریه جهت توجیه قانونی برای تجاوز نظامی به اوکراین از تجاوز نظامی امپریالیسم آمریکا به کوزوو و عراق و لیبی و سوریه به عنوان شاهد و نقض مکرر و آشکار ماده 2 منشور ملل متحد یاد کرد. خلاصه اینکه، «تجاوز نظامی امپریالیسم روسیه به اوکراین مانند تجاوز امپریالیسم آمریکا و متحدان غربیاش به کشور عراق و کشور افغانستان و کشور سوریه و کشور لیبی و مانند تجاوز نظامی هیتلر به لهستان در سپتامبر 1939 میباشد.»
چهارم – از 24 فوریه که روسیه از طریق هوا و دریا و زمین با 150 هزار نیروی نظامی به کشور اوکراین تجاوز کرد، این امر باعث گردیده که:
الف – در عرض یک هفته 30 درصد ارزش روبل روسیه کاهش پیدا کند.
ب – حزب کمونیست روسیه از تجاوز نظامی پوتین به اوکراین حمایت نماید.
ج – بیش از سه هزار نفر غیر نظامی و نظامی اوکراینی و 1000 نفر نظامی روسی کشته شوند و بیش از سه میلیون نفر اوکراینی آواره کشورهای همجوار خود بشوند.
د - تجاوز نظامی امپریالیسم روسیه به کشور اوکراین «بدل به یکی از تنشهای بینالمللی بعد از جنگ دوم جهانی بشود» به طوری که در این رابطه میتوان گفت که از بعد از بحران موشکی و اتمی دهه 60 شکاف امپریالیستی در عرصه نظم جهانی تا این اندازه عمیق نشده است.
ه - تا اینجا همین جنگ و تجاوز نظامی نشان داده است که «نظم جهانی تغییر کرده است» و دنیای امروز نه دنیای دو قطبی شوروی و امپریالیسم آمریکا در دوران جنگ سرد است و نه دنیای تک قطبی پسا فروپاشی و تجزیه اتحاد شوروی و بلوک شرق میباشد.
و - تجاوز نظامی امپریالیسم روسیه به اوکراین نشان داده است که «موضوع تجاوز نظامی امپریالیسم روسیه به اوکراین آنچنانکه ریشههای تکوین آن باید در عرصه تضاد امپریالیستی و تقسیم باز تقسیم بازارهای جهانی تحلیل و تبیین و تعریف بشود در رابطه با توقف این جنگ هم باید بر عرصه تضاد امپریالیستی و تقسیم باز تقسیم جهانی امپریالیستی تکیه بشود.»
ز - تجاوز نظامی امپریالیسم روسیه به کشور اوکراین نشان داده است که پوتین به دنبال تثبیت اقتدار سابق شوروی برای روسیه امروز در برابر امپریالیسم آمریکا و متحدینش میباشد.
ح - این جنگ و این تجاوز نظامی نشان داده است که «پوتین و روسیه نه تنها برای استقلال اوکراین هیچ ارزشی قائل نیستند، بلکه مهمتر از آن اینکه (پوتین و روسیه) اوکراین را کشوری جدای از روسیه نمیدانند.»
ط - جنگ و تجاوز نظامی امپریالیستی روسیه به خاک اوکراین نشان داده است که «ائتلاف ناتو تحت هژمونی امپریالیسم آمریکا به دنبال پیوند گرجستان و اوکراین به این ائتلاف جهت مهار روسیه میباشند.»
ی - تجاوز نظامی امپریالیسم روسیه به اوکراین در طول بیش از سه هفته گذشته نشان داده است که «این جنگ و تجاوز امپریالیستی نمایش دهنده بحران نظام بینالمللی در این شرایط میباشد». چراکه امپریالیستهای جهانی تلاش میکنند تا «رقابت هژمونیک خود بر بازارهای جهانی را در عرصههای مختلف نظامی و سیاسی و اقتصادی به مرحله باز تقسیم بازارهای جهانی و بازسازی نظم جدید جهان بر پایه هژمونی چند قطبی بکشانند.»
پایان