مبانی گفتمان جنبش پیشگامان مستضعفین ایران، در 47 سال گذشته در دو فرایند «حیات درونی و برونی آن»

(چه در فاز عمودی یا سازمانی آرمان مستضعفین ایران و چه در فاز افقی یا جنبشی نشر مستضعفین ایران)

 

نخست اینکه گفتمان جنبش پیشگامان مستضعفین ایران «در 47 سال گذشته حیات درونی و برونی آن» (از خرداد 1355 الی الان) در عرصه «استراتژی و راهبردی» گفتمانی «پیشگامی» بوده است، نه گفتمانی «پیشاهنگی» و نه گفتمانی «پیشروئی».

دوم اینکه گفتمان جنبش پیشگامان مستضعفین ایران از آغاز الی الان در عرصه «رویکردی» گفتمانی «جنبشی و جنبش‌گرا» بوده است نه گفتمانی «حزبی».

سوم اینکه گفتمان جنبش پیشگامان مستضعفین ایران (از آغاز الی زماننا هذا) در عرصه «حرکت اجتماعی و تحول ساختاری فرهنگی و سیاسی و اقتصادی جامعه بزرگ و رنگین کمان ایران» گفتمانی «دینامیک‌گرا» (تکیه بر حرکت از پائین) بوده است، نه گفتمانی «استاتیک‌گرا» (تکیه بر حرکت نخبه‌گرایانه توسط چریک و ارتش خلقی و تحزب‌گرایانه لنینیستی از بالا).

به این ترتیب که پیوسته و علی الدوام جنبش پیشگامان مستضعفین ایران (در 47 سال گذشته حیات درونی و برونی خود) «اصالت به حرکت‌های اجتماعی دینامیک خودجوش و خودسازمانده و خودرهبر درون‌زای تکوین یافته از پائین و مستقل از حاکمیت و جریان‌های جامعه سیاسی داخل و خارج از کشور (از راست راست تا چپ چپ) می‌داده، نه حرکت‌های استاتیک ایجاد شده از بالا چه به صورت جنبش استاتیکی آن (مثل جنبش چریکی) و چه به صورت حرکت تحزب‌گرایانه (مانند حزب – دولت لنینیستی).

چهارم اینکه گفتمان جنبش پیشگامان مستضعفین ایران در حیات درونی و برونی‌اش (چه در فاز عمودی یا سازمانی آرمان مستضعفین ایران و چه در فاز افقی یا جنبشی نشر مستضعفین ایران) گفتمانی دو مؤلفه‌ای «آزادی‌خواهانه و برابری‌طلبانه» بوده است، نه گفتمان تک مؤلفه‌ای «مبتنی بر رویکرد سوسیالیستی صرف» یا «رویکرد آزادی‌خواهانه صرف.» لهذا به همین دلیل است که گفتمان جنبش پیشگامان مستضعفین ایران را می‌توان در کانتکست «دموکراسی سوسیالیستی سه مؤلفه‌ای» یا «توزیع عادلانه و دموکراتیک و اجتماعی قدرت و ثروت و اطلاعات» در جامعه تعریف کرد.

پنجم اینکه گفتمان جنبش پیشگامان مستضعفین ایران در 47 سال گذشته حیات درونی و برونی‌اش، تنها در بستر «استراتژی آگاهی‌بخش» و شعار استراتژیک «آگاهی، آزادی، برابری» قابل تبیین و تدوین می‌باشد و در چارچوب همین شعار استراتژیک «آگاهی، آزادی، برابری» بوده است که در تبیین تحولات ساختاری همه جانبه اجتماعی (انقلاب) معتقد به «تقدم تحول ساختاری فرهنگی» جهت بسترسازی «تحول ساختاری اجتماعی» بوده است؛ و البته در ادامه آن هم معتقد به «تقدم انقلاب اجتماعی بر انقلاب سیاسی (تحول ساختار سیاسی حاکم) بوده است.»

ششم اینکه گفتمان جنبش پیشگامان مستضعفین ایران پیوسته و علی الدوام از آغاز تاکنون گفتمانی «دموکراسی‌خواه» بوده است. البته «دموکراسی به صورت مستقیم و شورائی و سه مؤلفه‌ای آن» (دموکراسی سیاسی و دموکراسی اجتماعی و دموکراسی اقتصادی) نه «دموکراسی به صورت تک مؤلفه‌ای لیبرال دموکراسی سرمایه‌داری مغرب زمین». علی هذا در همین رابطه بوده است که جنبش پیشگامان مستضعفین ایران پیوسته و علی الدوام «سوسیالیسم را در چارچوب دموکراسی» تعیین کرده (برعکس رویکرد مارکسی یا مارکسیستی در رنگ‌های مختلف آن که) «دموکراسی را در چارچوب سوسیالیسم تعریف کرده‌اند» (و به همین دلیل در 150 سال گذشته شکست خورده‌اند).

هفتم اینکه گفتمان جنبش پیشگامان مستضعفین ایران در 47 سال گذشته گفتمانی «جامعه‌محور» بوده است نه گفتمانی «طبقه‌محور» و نه گفتمانی «حرب‌محور» و «نخبه‌محور». در همین رابطه بوده است که جنبش پیشگامان مستضعفین ایران «به دنبال انقلاب اجتماعی (تحول ساختار اجتماعی) جهت مادیت یافتن جامعه بزرگ و رنگین کمان ایران به عنوان تنها نیروی عامل و فاعل در کشور ایران می‌باشد.»

هشتم اینکه در 47 سال گذشته چه در حیات درونی و چه در حیات برونی (چه در فاز آرمان مستضعفین ایران و چه در فاز نشر مستضعفین ایران) پیوسته و علی الدوام در عرصه نظر و عمل «مستضعفین بالنده» (نه «مستضعفین میرنده») به عنوان تنها «موتور حرکت جامعه» در هر زمانی تعریف کرده‌ایم، بیافزائیم که «مستضعفین بالنده» (در گفتمان جنبش پیشگامان مستضعفین ایران) «دلالت بر تمامی کنش‌گران جنبشی و خیزشی حرکت‌های اجتماعی، سیاسی، صنفی، مدنی، معیشتی و اعتراضی سیاسی گروه‌های مختلف جامعه بزرگ و رنگین کمان ایران می‌کند» که کنش‌گران پیشگامان مستضعفین ایران «رسالت راهبری (نه رهبری) و آگاهی‌بخشی و سازمان‌یابی و گفتمان‌سازی (نه آلترناتیوسازی) و تحلیل و آنالیز و آسیب‌شناسی و تئوری‌پردازی حرکت خیزشی و جنبشی آن‌ها را در هر شرایطی به عهده دارند.»

نهم اینکه جنبش پیشگامان مستضعفین ایران در 47 سال گذشته «تحزب‌گرائی در بستر جنبش‌گرائی دینامیک» (نه جنبش‌گرائی استاتیک) به صورت «تحزب‌گرایانه افقی از پائین به بالا» تعریف کرده است، نه «تحزب‌گرائی عمودی از بالا به پائین»؛ زیرا در «تحزب‌گرایانه افقی» منهای اینکه پروسه تکوین احزاب از پائین به بالا شکل می‌گیرد (برعکس پروسه تکوین احزاب در «تحزب‌گرایانه عمودی» که از بالا به پائین شکل می‌گیرند) و منهای اینکه «تحزب‌گرایانه افقی جوهر نخبه‌گرایانه ندارد» و به صورت «مستقیم» (خود کنش‌گران جنبش‌های دینامیک سراسری گروه‌های مختلف جامعه بزرگ و رنگین کمان ایران) «احزاب و نمایندگان سیاسی خود را انتخاب می‌کنند» از همه مهمتر اینکه، در تحزب‌گرایانه افقی «احزاب افقی منتخب شوراهای فراگیر و سراسری دینامیک» (خودجوش و خودسازمانده و خودرهبر جمعی درون زای تکوین یافته از پائین) «نمادی نوین از همان جنبش‌های دینامیک جامعه می‌باشند» که در عرصه «نظام سیاسی در بالای قدرت» به صورت «احزاب افقی» مادیت پیدا می‌کنند. به بیان دیگر «اصلاً بین جنبش‌های دینامیک پائینی با احزاب افقی بالائی دیوار چین وجود ندارد.»

دهم اینکه در گفتمان جنبش پیشگامان مستضعفین ایران (در 47 سال گذشته) جامعه مدنی سراسری و نهادینه شده در جامعه بزرگ و رنگین کمان ایران، تنها در زمانی مادیت پیدا می‌کنند که «جنبش‌های دینامیک» (خودجوش و خودسازمانده و خودرهبر جمعی درون‌زای تکوین یافته از پائین و مستقل از حاکمیت و جریان‌های جامعه سیاسی داخل و خارج از کشور، از راست راست تا چپ چپ) بتوانند در «پیوند افقی تنگاتنگی با یکدیگر قرار بگیرند»؛ و قطعاً تا زمانی که این جنبش‌های دینامیک مطالباتی صنفی و مدنی و سیاسی گروه‌های مختلف جامعه بزرگ و رنگین کمان ایران در «پیوند افقی» با هم قرار نگیرند، «امکان تکوین جامعه مدنی در جامعه ایران وجود ندارد». معنای دیگر این حرف آن است که با «احزاب عمودی نخبه‌گرای استاتیک تکوین یافته از بالا در جامعه ایران، هرگز نمی‌توان به جامعه مدنی سراسری نهادینه شده دست پیدا کرد». شکست بیش از یک قرن جامعه سیاسی ایران، در ایجاد جامعه مدنی نهادینه شده و سراسری در کشور ایران، مولود و سنتز همین «رویکرد استاتیک‌گرائی» تکوین احزاب می‌باشد نه چیزی بیشتر از آن؛ بنابراین در گفتمان جنبش پیشگامان مستضعفین ایران در 47 سال گذشته «جامعه مدنی» (در جامعه بزرگ و رنگین کمان ایران) تنها در بستر «جنبش‌های دینامیک» (خودجوش و خودسازمانده و خودرهبر جمعی درون زای تکوین یافته از پائین) می‌توانند، مادیت پیدا کنند، نه توسط احزاب استاتیک و عمودی بالائی‌ها.

بر این مطلب بیافزائیم که جنبش پیشگامان مستضعفین ایران در 47 سال گذشته منهای اینکه جامعه مدنی را با عنوان «جامعه مدنی جنبشی» (نه «جامعه مدنی احزابی») تعریف کرده است، مهم‌تر از آن اینکه (پیوسته و علی الدوام بر این باور بوده و هستیم که) شرط لازم برای تحقق جامعه مدنی جنبشی نهادینه شده سراسری در جامعه بزرگ و رنگین کمان ایران، «اعتلای جنبش‌های دینامیک مطالباتی صنفی و مدنی و سیاسی (خودجوش و خودسازمانده و خودرهبر جمعی درون‌زای تکوین یافته از پائین و مستقل از حاکمیت و جریان‌های جامعه سیاسی داخل و خارج از کشور) دانسته‌ایم»؛ و تا زمانی که این جنبش‌های مطالبه‌محور و اعتراضی روند رو به اعتلای سراسری پیدا نکنند، «امکان تکوین جامعه مدنی جنبشی نهادینه شده سراسری در جامعه بزرگ و رنگین کمان ایران وجود ندارد.»

یازدهم اینکه گفتمان جنبش پیشگامان مستضعفین ایران در 47 سال گذشته یک گفتمان «دموکراتیک» و «خشونت‌پرهیز»، «جنبشی»، «جامعه‌محور» دینامیک می‌باشد. لهذا، به همین دلیل (در طول 47 سال گذشته، جنبش پیشگامان مستضعفین ایران، چه در فاز عمودی یا سازمانی آرمان مستضعفین ایران و چه در فاز افقی یا جنبشی نشر مستضعفین ایران) «بین مبارزه مسالمت‌آمیز» و «مبارزه خشونت‌پرهیز» دیوار چین ایجاد کرده است. چرا که در گفتمان جنبش پیشگامان مستضعفین ایران، در 47 سال گذشته «مبارزه خشونت‌پرهیز دلالت بر مبارزه دموکراتیک جنبشی دینامیک تکوین یافته از پائین جامعه ایران می‌کند» که توسط «کاهش هزینه سرانه مبارزه برای کنش‌گران» به دنبال «به میدان آوردن اکثریت عظیم مردم ایران» در مبارزه تحول‌خواهانه ساختاری همه جانبه اجتماعی و سیاسی و اقتصادی به صورت سلبی و ایجابی می‌باشد. یادآوری می‌کنیم، در گفتمان جنبش پیشگامان مستضعفین ایران، لازمه مبارزه خشونت‌پرهیز، «حضور میدانی اکثریت عظیم مردم ایران» در مبارزه مطالباتی و سیاسی و اعتراضی می‌باشد. معنای دیگر این حرف آن است که در گفتمان جنبش پیشگامان مستضعفین ایران، پارادوکس «مبارزه خشونت‌پرهیز» عبارت است از اینکه، آنچنانکه «حضور میدانی اکثریت مردم در مبارزه» باعث کاهش هزینه مبارزه می‌شود، «خشونت‌پرهیزی» در مبارزه میدانی، شرایط برای «حضور اکثریت عظیم مردم» در مبارزه را فراهم می‌نماید. البته معمای اول مرغ یا تخم مرغ؟ در این پارادوکس، توسط «دیالکتیک تکامل همزمان مرغ و تخم مرغ» (گفتمان فلسفی جنبش پیشگامان مستضعفین ایران) حل می‌شود.

ادامه دارد