تیتر اول:
1401 سال اعتلای جنبشهای اعتراضی، مطالباتی و خیابانی مردم ایران
1401 سالی خواهد بود که بازهم مانند سالهای گذشته عمر رژیم مطلقه فقاهتی حاکم سفره بیش از 80 درصد مردم ایران در محاصره تورم و کاهش قدرت خرید آنها قرار خواهد گرفت.
1401 سالی خواهد بود که شکاف هزینه و مزد جامعه کار و زحمت ایران (اعم از جامعه کارگران، جامعه کارمندان و جامعه بازنشستگان کشور) هر چه بیشتر ژرفتر خواهد شد.
1401 سالی خواهد بود که دستمزد مکفی خواست فوری و همگانی کنشگران اردوگاه عظیم کار و زحمت (در سه جبهه بزرگ کارگری و کارمندی و بازنشستگان) خواهد شد.
1401 سالی خواهد بود که کنشگران اردوگاه عظیم کار و زحمت ایران (در سه جبهه بزرگ کارگری و کارمندی و بازنشستگان) با شعار: «درد مشترک، فریاد مشترک، در کف خیابانها میطلبد» فقر تحمیلی رژیم مطلقه فقاهتی را فریاد خواهند زد.
1401 سالی خواهد بود که مبارزات جنبشهای اعتراضی صنفی و مدنی و سیاسی (اردوگاه بزرگ کار و زحمت جامعه بزرگ ایران در سه جبهه بزرگ کارگری و کارمندی و بازنشستگان بر علیه سرکوب و تبعیض تحمیلی رژیم مطلقه فقاهتی حاکم) روندی رو به اعتلا و فراگیر پیدا خواهد کرد.
1401 سالی خواهد بود که سناریوی (دولت پادگانی و قدرت یک دست) حزب پادگانی خامنهای در راستای تقویت مشت آهنین خود، سترون بودن خود را به نمایش خواهد گذاشت.
1401 سال اندوه و خشم روزافزون کنشگران اردوگاه عظیم کار و زحمت (در جبهههای بزرگ کارگری و کارمندی و بازنشستگان) خواهد بود.
1401 سالی خواهد بود که جنبشهای اعتراضی و مطالباتی جامعه بزرگ ایران (در سه جبهه بزرگ کارگری و کارمندی و بازنشستگان) بستری برای همکاریهای فرا صنفی فراهم خواهند ساخت.
1401 سالی خواهد بود که کنشگران اردوگاه بزرگ کار و زحمت جامعه بزرگ ایران (در سه جبهه بزرگ کارگری و کارمندی و بازنشستگان) درخواهند یافت که «اعتراض و اعتصاب در بستر جنبشهای خودجوش و خودسازمانده و خودرهبر و مستقل و تکوین یافته از پائین در سه فرایند صنفی و مدنی و سیاسی، بزرگ مدرسه آموزشهای صنفی – سیاسی و اجتماعی برای این کنشگران میباشد» زیرا تنها در این مدرسه است که این کنشگران میتوانند «به جایگاه اهمیت عنصر آگاهی و سازمانیابی تکوین یافته از پائین آگاهی پیدا کنند»؛ و میتوانند دریابند که «تنها توسط آگاهی و سازمانیابی خودجوش و مستقل تکوین یافته از پائین است که آنها میتوانند راه پیشروی فراگیر و سراسری جنبشهای اعتراضی و مطالبهمحور صنفی و مدنی و سیاسی خود را هموار سازند.»
1401 سالی خواهد بود که دوباره اصلاحطالبان حکومتی به عنوان اسب تروای رژیم مطلقه فقاهتی حاکم تلاش خواهند کرد تا بسترها برای بازتولید حیات سترون و مرده گذشته خود فراهم سازند.
1401 سالی خواهد بود که حزب پادگانی خامنهای تلاش خواهد کرد تا در عرصه دیپلماسی در شکاف، در دنیای تشدید رقابت قدرتهای امپریالیستی و تلاش چین در راستای کسب رهبری نظم نوین جهانی و یورش امپریالیسم روسیه به اوکراین و رقص قهرمانانه جدید خامنهای توسط امضاء برجام جدید در مذاکرات وین، مفری برای بازتولید موجودیت و اقتصاد در حال فروپاشی و بازتولید عمق استراتژیک در حال متلاشی شده خود را در منطقه فراهم بکنند.
1401 سال فراگیر شدن شعارهای: «وعده، وعید کافیه، سفره ما خالیه» و «تنها کف خیابون بدست میآید حقمون» و «تا حق خود نگیریم، از پا نمینشینیم» میباشد.
1401 سالی خواهد بود که پیوند جنبش معیشتی با جنبشهای آزادیخواهانه و تبعیض ستیز و ضد سرکوب، امری همگانی و فراگیر میشود.
1401 سال اعتلای مطالبات جنبشهای اعتراضی (اردوگاه بزرگ کار و زحمت در سه جبهه بزرگ کارگری و کارمندی و بازنشستگان) در عرصههای مختلف صنفی و مدنی و سیاسی خواهد بود.
1401 سال سترون و عقیم شدن جنگ زرگری بین نهادهای حکومتی اعم از حزب پادگانی خامنهای و دولت پادگانی رئیسی و مجلس پادگانی رژیم مطلقه فقاهتی خواهد بود.
1401 سال پیوند فراگیر و همگانی جنبشهای اعتراضی و مطالباتی و سیاسی و مدنی در راستای تغییر توازن قوا به سود خود خواهد بود.
1401 سال سمت دادن شعارهای صنفی – معیشتی (کنشگران جنبشهای اعتراضی و مطالباتی اردوگاه عظیم کار و زحمت جامعه بزرگ ایران در سه جبهه بزرگ کارگری و کارمندی و بازنشستگان) به سمت مطالبات سیاسی خواهد بود.
1401 سالی خواهد بود که جنبش کارگری حصار گذشته کارگاهی و طبقهای خود را در هم خواهد شکست و تا اعماق اردوگاه کار و زحمت ایران در سه جبهه عظیم کارگری و کارمندی و بازنشستگان پیشرفت خواهد کرد.
1401 سالی خواهد بود که با تغییر توازن قوا در عرصه میدانی (توسط آگاهی و سازمانیابی و همبستگی کنشگران جنبشهای اعتراضی و مطالباتی اردوگاه بزرگ کار و زحمت ایران در سه جبهه عظیم کارگری و کارمندی و بازنشستگان) شرایط برای تغییر سیاسی تکوین یافته از پائین در جامعه بزرگ ایران آماده میگردد.
1401 سالی خواهد بود که پیشگامان استراتژی آگاهیبخش خود را (در جامعه ایران) بر پایه تغییر اجتماعی و تغییر ساختار سیاسی تعریف خواهند کرد و در بستر استراتژی آگاهیبخش خود، متعهد به جهتگیری تغییرگرا در جامعه ایران میشوند و کار آگاهیبخش خود را با مبارزه اجتماعی برای برابری و آزادی (در چارچوب شعار «آگاهی، آزادی و برابری») تلفیق خواهند کرد.
1401 سالی خواهد بود که کنشگران جنبشهای اعتراضی و مطالباتی اردوگاه بزرگ کار و زحمت ایران (در سه جبهه بزرگ کارگری و کارمندی و بازنشستگان) درخواهند یافت که «لازمه دستیابی آنها به مطالباتشان در مبارزه با رژیم مطلقه فقاهتی حاکم، ایجاد تشکلهای خودجوش و خودسازمانده و خودرهبر و تکوین یافته از پائین و مستقل از حاکمیت و جریانهای جامعه سیاسی در داخل و خارج از کشور (از راست راست تا چپ چپ) میباشد.»
1401 سالی خواهد بود که همچنان به خاطر فقر فراگیر معیشتی و درمانی و مسکن در جامعه بزرگ ایران، «دستمزد مکفی خواست فوری و مطالبه اول کنشگران اردوگاه کار و زحمت در سه جبه بزرگ کارگری و کارمندی و بازنشستگان میباشد.»
1401 سالی خواهد بود که با توجه به خط فقر بالای 16 میلیون تومانی در کشور ایران، شرایط برای ریزش فراگیر و هر چه بیشتر طبقه متوسط شهری به سمت اردوگاه بزرگ کار و زحمت و حاشیهنشینان شهری فراهم میشود.
1401 به خاطر اینکه کنشگران (سه جبهه عظیم کارگری و کارمندی و بازنشستگان) اردوگاه بزرگ کار و زحمت ایران به زیر خط فقر رانده شدهاند، شرایط فراهم شده است تا جنبشهای اعتراضی – اجتماعی در جامعه ایران، مربوط به همه مردم ایران بشود.
1401 سالی است که مانند گذشته عمر رژیم مطلقه فقاهتی حاکم به علت فقر و فساد فراگیر حاکم بر جامعه ایران، شرایط برای کنشهای اعتراضی، خیزشی، اتمیزه و بدون سر و بدون برنامه همچنان فراهم میباشد.
1401 سالی است که همچنان مانند گذشته 7 دهک از جامعه بزرگ ایران زیر خط فقر قرار خواهند گرفت و نیازمند و مشمول یارانههای صدقهای حکومتی میباشند.
1401 سالی خواهد بود که همچنان مانند گذشته بیش از 70 درصد طبقه کارگر ایران ماهانه تنها حداقل حقوق (تعیین شده شورایعالی کار رژیم مطلقه فقاهتی که یک سوم خط فقر اعلام شده خود رژیم میباشد) دریافت میکنند.
1401 سالی خواهد بود که همچنان مانند سال گذشته تورم 58 درصدی مهندسی شده نهادهای آماری رژیم مطلقه فقاهتی حاکم سفره بیش از 80 درصد مردم زیر خط فقر ایران را به چالش میکشد.
1401 سالی خواهد بود که همچنان مانند سالهای گذشته بیش از 96 درصد کارگران ایران تنها از قرارداد موقت برخوردار میباشند.
1401 سالی خواهد بود که همچنان مانند سالهای گذشته عمر رژیم مطلقه فقاهتی حاکم، میزان جمعیت فقر مطلق در جامعه بزرگ ایران به بیش از 32 درصد میرسد.
1401 سالی خواهد بود که همچنان مانند سالهای گذشته عمر رژیم مطلقه فقاهتی حاکم تا زمانی که جامعه مدنی جنبشی خودجوش و خودسازمانده و خودرهبر و مستقل و تکوین یافته از پائین نتوانند به دو سلاح «آگاهی و سازمانیابی» فراگیر دست پیدا کنند، هرگز نمیتوانند توازن قوا به سود خود در عرصه میدانی تغییر بدهند.
1401 سالی خواهد بود که همچنان مانند گذشته (آنچنانکه دولت شیخ حسن روحانی اعلام کرد) بیش از 60 میلیون نفر از افراد جامعه بزرگ ایران جهت تأمین حداقل معیشت خود مستحق دریافت یارانه و بسته معیشتی و کمکهای مالی صدقهای رژیم مطلقه فقاهتی حاکم میباشند.
1401 سالی خواهد بود که مانند سالهای گذشته اپوزیسیون ضعیف و پراکنده داخل و خارج از کشور هرگز نخواهند توانست به صورت آلترناتیو قوی در برابر رژیم مطلقه فقاهتی حاکم ظاهر بشوند و نخواهند توانست توازن قوا به سود خود تغییر بدهند.
1401 سالی خواهد بود که جنبش بازنشستگان ایران (اعم از کشوری و لشکری و تأمین اجتماعی) توفندهتر از سالهای گذشته مطالبات خود را (که شامل: افزایش سالیانهٔ مستمری، همسانسازی کارگران بازنشسته با کارکنان تأمین اجتماعی و اجرای صحیح قانون درمان رایگان طبق اصل 29 قانون اساسی، اعمال برابری عیدی بازنشستگان با عیدی شاغلین تأمین اجتماعی، آموزش رایگان برای فرزندان در تمامی سطوح از ابتدائی تا دانشگاه میباشد) فریاد میزنند.
1401 سالی خواهد بود که 5/42 میلیون نفر از جمعیت ایران مجبورند تا در چارچوب قانون کار و مصوبه 19/ 12/1400 شورایعالی کار (دستساز رژیم مطلقه فقاهتی) ماهیانه با حقوق 4 میلیون و 179 هزار و 750 تومان زندگی خود را تأمین نمایند و البته این در شرایطی است که خط فقر در جامعه ایران در سال 1401 حداقل 16 میلیون تومان میباشد که معنای دیگر این حرف آن خواهد بود که 5/42 میلیون نفر از جمعیت ایران در سال 1401 باید با درآمدی کمتر از یک سوم خط فقر زندگی خود را تأمین نمایند.
1401 سالی خواهد بود که فعالین سیاسی و صنفی و پیشروان اردوگاه کار و زحمت در سه جبهه بزرگ کارگری و کارمندی و بازنشستگان میتوانند در سایه تغییر توازن قوا بین حاکمیت و جنبشهای اجتماعی، بیباکانهتر از همیشه درد و رنج و مطالبات خود را در خیابانها فریاد بزنند؛ و فشار و تهدیدهای رژیم مطلقه فقاهتی حاکم را به بازی بگیرند؛ و توازن قوای جدیدی که توسط حزب پادگانی خامنهای (با یکدست کردن حاکمیت و پادگانی کردن دولت و جامعه ایران) بر آنها تحمیل شده است، به چالش بکشند تا حرکت صنفی جنبشهای مطالباتی را بدل به حرکت صنفی – سیاسی بکنند.
1401 سالی خواهد بود که شعار مشترک همه جنبشهای مطالباتی و اعتراضی کنشگران اردوگاه بزرگ کار و زحمت ایران در سه جبهه کارگری و کارمندی و بازنشستگان، «افزایش حقوق تمام کنشگران اردوگاه کار و زحمت به بالای خط فقر میباشد.»
1401 سالی خواهد بود که مانند گذشته تأثیر منفی اینترنت و شبکههای اجتماعی بر کنشگران جامعه سیاسی خارجنشین (از راست راست تا چپ چپ) ادامه پیدا میکند. یادآوری میکنیم که اینترنت و شبکههای اجتماعی در میان اپوزیسیون خارجنشین ایرانی باعث گردیده که آنها به جای حرکت سازمانیابی شده، به دنبال حرکت فردی بروند و همین امر بسترساز آن شده است که حرکت جمعی و تشکیلاتی و سازمانیابی در میان کنشگران سیاسی خارجنشین ایرانی از راست راست تا چپ چپ روز به روز ضعیفتر بشود. به طوری که در این رابطه میتوان به ضرس قاطع داوری کرد (که منهای سازمان مجاهدین خلق) در این شرایط حتی یک جریان سیاسی خارجنشین که دارای افراد تشکیلاتی سه رقمی باشند، وجود ندارد. البته اوج فاجعه در اینجا است که این تشتت و ناکامی و پراکندگی در میان کنشگران سیاسی خارجنشین از راست راست تا چپ چپ روزمره افزونتر میگردد. بر این مطلب بیافزائیم که رویکرد ضد مذهبی و ضد دینی اپوزیسیون خارجنشین (از راست راست تا چپ چپ) در طول 43 سال گذشته عمر رژیم مطلقه فقاهتی حاکم باعث بیگانگی و سکتاریسم هر چه بیشتر آنها با مردم ایران شده است.
1401 سالی خواهد بود که رشد خودآگاهی و سازمانیابی و مطالبه مشترک کنشگران اردوگاه بزرگ کار و زحمت (در سه جبهه بزرگ کارگری و کارمندی و بازنشستگان و اقشار میانی) جامعه بزرگ ایران باعث میگردد تا:
اولاً شکاف بین سه جامعه سیاسی و مدنی و زحمتکشان ایران کاهش پیدا کند.
ثانیاً شکاف بین جامعه متوسط شهری با جامعه زحمتکشان و جامعه حاشیهنشینان کاهش پیدا کند.
1401 سالی خواهد بود که جنبش زنان ایران مانند گذشته عمر رژیم مطلقه فقاهتی حاکم، در راستای کسب حقوق برابر با مردان توفندهتر از گذشته به میدان خواهند آمد. یادمان باشد که «جنبش رهائیبخش و برابریخواهانه زنان ایران که در طول 43 سال گذشته عمر رژیم مطلقه فقاهتی حاکم صورت خودجوش و خودسازمانده و خودرهبر و تکوین یافته از پائین داشته است، در سال 1401 وارد مرحله سازمانیابی تکوین یافته از پائین، چه در عرصه افقی و چه در عرصه عمودی خواهد شد». اضافه کنیم که در سال 1401 جنبش زنان ایران به دنبال آن هستند که شعار «دفاع از آزادی و حق انتخاب پوشش برای همه زنان ایران» را جایگزین شعار «کشف حجاب مطرح شده توسط اپوزیسیون خارجنشین بکنند.»
1401 سالی خواهد بود که جامعه معلمان ایران مانند سال 1400 به صورت یکپارچه و تمام قد اعتراضات صنفی سیاسی یا جنبش مطالباتی خودشان را در ادامه حرکت گذشته خود ادامه بدهند. فراموش نکنیم که جنبش معلمان ایران در سال 1400 نشان داد که «قدرت سازماندهی مبارزات سراسری معلمان برای رسیدن به اهدافشان به درجات زیادی بالاتر از جنش کارگری برخوردار میباشند» بنابراین در همین رابطه است که جنبش معلمان ایران، به خصوص در سال 1400 آموخته است که «راهکار موفقیتآمیز فقط با خرد جمعی حاصل میشود» و دریافتهاند که همین «راهکار بر پایه خرد جمعی است که میتواند اعتمادها را به همدیگر پیوند دهد» و میتواند «باور به پتانسیل جمعی جهت اتحاد هر چه بیشتر در بین کنشگران این جنبش ایجاد نماید.»
1401 سالی خواهد بود که رژیم مطلقه فقاهتی حاکم جهت مقابله با فروپاشی اقتصادی و اجتماعی تن به امضای برجام جدید خواهد داد تا توسط آن بتواند فشار تحریمهای حداکثری سرمایهداری جهانی به سرکردگی امپریالیسم آمریکا را کاهش بدهد.
1401 سالی خواهد بود که مانند سالهای گذشته عمر رژیم مطلقه فقاهتی حاکم:
اولاً بیش از 60 درصد اقتصاد کشور در دست سپاه و بیت رهبری میباشد و دولت پادگانی رئیسی تنها بر کمتر از 40 درصد اقتصاد کشور حاکم میباشد.
ثانیاً بیش از 60 درصد اقتصاد کشور معاف از مالیات میباشد.
ثالثاً با اینکه دولت پادگانی رئیسی وعده تک رقمی کردن تورم کشور از نیمه دوم سال 1400 به مردم نگونبخت ایران داده بود، بدون تردید میانگین تورم رسمی و مهندسی شده در سال 1401 بالای 40 درصد میباشد.
رابعاً در سال 1401 مثل سال 1400، بیش از 60 درصد جامعه ایران زیر خط فقر قرار میگیرند که از این بیش از 60 درصد، بیش از 32 درصد آنها در فقر مطلق زندگی خواهند کرد. معنای فقر مطلق این است که از هر چهار نفر ایرانی، یک نفر حتی توان هزینه تأمین نان خالی هم برای خانودهاش ندارد.
خامسا آنچنانکه در قانون بودجه سال 1401 دیدیم، بیش از 90 درصد بودجه کشور در سال 1401 صرف هزینههای جاری میگردد و تنها کمتر از 10 درصد آن صرف موارد عمرانی میگردد و البته از این 10 درصد، حدود 5 درصد آن مربوط به نظامیان میباشد، بنابراین، کمتر از 5 درصد بودجه در سال 1401 صرف موارد عمرانی میگردد. یادمان باشد که رژیم مطلقه فقاهتی حاکم تنها رژیمی در جهان است که دو ارتش و دو دستگاه عظیم اطلاعاتی و دو دولت با هزینههای مربوطه دارد.
1401 سالی خواهد بود که جنبش دانشجوئی ایران مانند گذشته در نقش جنبش پیشرو و آوانگارد در بستر جنبشهای اعتراضی و مطالباتی عمل خواهد کرد و مانند گذشته این جنبش تلاش خواهد کرد که خلاء رهبری جنبشهای خودجوش و خودسازمانده و تکوین یافته از پائین اعتراضی و مطالباتی جامعه بزرگ ایران را پر کند. بدین خاطر در این رابطه است که میتوانیم داوری کنیم که در سال 1401، حتی تلاش و مبارزه صنفی و مطالباتی کنشگران جامعه دانشجوئی کشور، برعکس دیگر گروههای اجتماعی در راستای میانجی قرار دادن امر صنفی و یا مطالباتی، برای خیز این کنشگران به سوی سیاستورزی معطوف به مسائل اجتماعی، میباشد؛ به بیان دیگر، در سال 1401 حرکتهای مطالباتی و صنفی کنشگران جامعه دانشجوئی کشور به خاطر آن است که تا حدودی این کنشگران از خطر انتزاعی شدن مصون بمانند.
1401 سالی خواهد بود که مانند گذشته به خاطر فساد چند لایهای ساختاری و سیستمی رژیم مطلقه فقاهتی، همراه با انسداد سیاسی و فقدان آلترناتیو شرایط برای فروپاشی نظام به جای تحول ساختاری دموکراتیک تکوین یافته از پائین وجود دارد.
1401 سالی خواهد بود که گرایش به دموکراسی و سوسیالیسم (در جامعه ایران) به جای اینکه یک پدیده صرف طبقاتی باشد، یک پدیده اجتماعی میشود که تمامی گروههای اجتماعی اردوگاه مستضعفین ایران (هم در جبهه بزرگ آزادیخواهانه اقشار میانی، یا طبقه متوسط شهری و هم در جبهه برابریطلبانه یا عدالتخواهانه اردوگاه عظیم کار و زحمت ایران) حامی رویکرد آزادیخواهانه و برابریطلبانه میشوند.
1401 سالی است که مانند گذشته منهای 5/42 میلیون نفری که در چارچوب قانون کار زندگی میکنند، 5/7 میلیون نفر شغل غیر رسمی خارج از قانون کار دارند که فارغ از هر گونه نظارتی و بیمه و مزایائی توسط کارفرما استثمار مضاعف میشوند.
1401 سالی خواهد بود که حزب پادگانی خامنهای به این واقعیت دست پیدا خواهد کرد که باز توزیع قدرت به سمت هسته سخت رژیم با رویکرد پادگانی کردن تمامی نهادهای قدرت، دستاوردی جز بحران در موجودیت و مشروعیت و مقبولیت رژیم مطلقه فقاهتی حاکم نداشته است.
1401 سالی خواهد بود که مانند گذشته همچنان رویکرد نئو لیبرالیستی رژیم مطلقه فقاهتی (بر پایه قطع سوبسیدها، افزایش قیمتهای حامل انرژی، خصوصیسازی، آزادسازی قیمتها و سر باز زدن رژیم از پرداخت یارانه خدمات اجتماعی) استمرار پیدا خواهد کرد.
1401 سالی خواهد بود که شعارهای جنبشهای اعتراضی و مطالباتی عبارتند از: «گرانی، تورم - بلای جان مردم»، «مرگ بر ستمگر - چه شاه باشه، چه رهبر»، «یک اختلاس کم بشه - مشکل ما حل میشه»، «حقوقهای نجومی - فلاکت عمومی»، «عامل وضع موجود - مسئولان بیوجود»، «معیشت، منزلت حق مسلم ماست»، «خط فقر 16 میلیون - حقوق ما 4 میلیون.»
1401 سالی خواهد بود که جامعه جنبشی خودجوش و خودسازمانده و خودرهبر و مستقل تکوین یافته از پائین در کشور ایران از صورت کارگاهی و پراکنده و گروهی و فرقهای، وارد چرخه ملی میشود.
1401 سالی خواهد بود که استراتژی آگاهیبخش اجتماعی میتواند به صورت فراگیر جایگزین استراتژی کسب قدرت سیاسی از بالای سر مردم ایران بشود و با گفتمان مسلط شدن استراتژی آگاهیبخش در جامعه ایران، شرایط برای استحاله باورهای اعتقادی و اجتماعی و سیاسی توسط تحول فرهنگی تکوین یافته از پائین فراهم میگردد.
1401 سالی خواهد بود که اپوزیسیون خارجنشین ایران از راست راست تا چپ چپ به این واقعیت خواهند رسید که راه حل جامع از درون جامعه ایران در داخل کشور میجوشد نه از خارج از کشور توسط استراتژی کسب قدرت سیاسی از بالای سر مردم و آلترناتیوسازی با حمایت قدرتهای سرمایهداری و امپریالیستی و ارتجاعی منطقه. لذا، بالاخره، خارجنشینان به این حقیقت دست پیدا میکنند که (برعکس آنچه که کارل مارکس و لنین و رژی دبره و غیره میگفتند) آنچنانکه معلمان کبیرمان اقبال و شریعتی میگفتند: «تحول ساختاری، فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی توسط مردم و جامعه صورت میگیرد نه توسط حزب و نخبگان و طبقه»؛ زیرا حداقل در 43 سال گذشته واقعیت جامعه ایران به ما نشان داده است که با طبقه کلاسیک (آنچنانکه کارل مارکس میگوید) و با حزب کلاسیک (آنچنانکه لنین میگوید) و با ارتش خلقی کلاسیک (آنچنانکه مائو میگوید) و با چریکگرائی کلاسیک (آنچنانکه رژی دبره میگوید) نمیتوان در جامعه ایران به تحول ساختاری تکوین یافته از پائین فرهنگی و اجتماعی و سیاسی دست پیدا کرد.
1401 سالی خواهد بود که روشنفکران ایران به این واقعیت خواهند رسید که فرهنگسازی دموکراتیک در جامعه ایران بدون تکیه بر اسلام و مذهب و دین با رویکرد تطبیقی (نه رویکرد انطباقی و نه رویکرد دگماتیستی) آنچنانکه معلمان کبیرمان اقبال و شریعتی بر طبل آن میکوبیدند، امکان پذیر نیست. چراکه در تحلیل نهائی «جامعه ایران همچنان یک جامعه دینی است» و در جامعه دینی، آنچنانکه هگل میگوید: «راه سعادت و راه شقاوت بر جامعه و مردم از مسیر دین میگذرد.»
1401 سالی خواهد بود که جامعه بزرگ ایران به این واقعیت خواهد رسید که هیچ آلترناتیو دموکراتیکی از دل رژیم مطلقه فقاهتی حاکم قابل بازتولید نیست، چرا که «باز و جغد هرگز کبوتر نمیزایند.»
1401 سالی خواهد بود که اندیشمندان و نظریهپردازان جامعه ایران به این واقعیت مهم خواهند رسید که آنچنانکه ابن خلدون در «مقدمه تاریخ» خود میگوید، «جامعه روحانیت و فقها غیر شایستهترین گروه اجتماعی برای حکمرانی و مدیریت اجتماعی و اقتصادی و سیاسی هستند.»
1401 سالی خواهد بود که جنبشهای اعتراضی و مطالباتی جامعه بزرگ ایران به این واقعیت خواهند رسید که «بدون اتحاد و بدون سازمانیابی و بدون آگاهی از افقهای بزرگ تاریخی نمیتوانند به رهائی دست پیدا کرد.»
پایان