جنبشهای خودجوش، خودسازمانده، خودرهبر و دینامیک در سه فرایند حرکتهای اجتماعی در سه دهه گذشته (از 1371 تا به امروز)، «چگونه از دیالکتیک حرکتهای اجتماعی جامعه بزرگ ایران حاصل شدهاند؟» - قسمت ده
10 - تظاهرات 19 اسفندماه 1395 در راستای شناخت جوهر و جایگاه جنبش معلمان ایران دارای اهمیت فراوانی میباشد، زیرا خودویژگیهای این تظاهرات عبارت بودند از:
الف – «خواستههای جنبش معلمان در این تظاهرات فقط خواسته معیشتی بودند». یادآوری میکنیم که در یک تحلیل کلی میتوان خواستههای جامعه معلمان ایران در رژیم مطلقه فقاهتی حاکم به دو مؤلفه تقسیم کرد:
مؤلفه اول، «مؤلفه معیشتی میباشد» که مطابق آن جامعه معلمان به دنبال افزایش حقوق و رتبهبندی و همسانسازی نظام استخدام کشوری و افزایش تسهیلات میباشند.
مؤلفه دوم، «مؤلفه آموزشی هستند» که مطابق آن جامعه معلمان ایران به دنبال حذف خصوصی کردنآموزشی و دستیابی به آموزش رایگان (آنچنانکه در قانون اساسی رژیم مطلقه فقاهتی حاکم وعده آن داده شده است) میباشند و همچنین به دنبال استانداردسازی آموزش و کاهش سقف دانشآموزان از میانگین 40 نفر در کلاسها به 20 نفر استاندارد هستند و به دنبال رفع تبعیضآموزشی و دستیابی به عدالتآموزشی میباشند.
ب – فرایند «اتحاد افقی بین جامعه بازنشستگان و جامعه پرستاران و جامعه کارگران یکی دیگر از مشخصههای امروز جامعه معلمان ایران میباشد». عنایت داشته باشیم که در تظاهرات 19 اسفندماه 1395 همراه با جامعه معلمان سراسر کشور، «جامعه بازنشستگان و جامعه پرستاران ایران هم شرکت داشتند». بر این مطلب بیافزائیم که در تحلیل نهائی جامعه فرهنگیان ایران مشکل امروز جامعه بازنشستگان ایران را مشکل فردای خود میدانند. بدین خاطر جنبش معلمان ایران با حرکت اجتماعی بازنشستگان ایران مرزبندی آنچنانی ندارند.
یادآوری میکنیم که در سال 95 به موازات اعتلای جنبش جامعه معلمان ایران، جنبش بازنشستگان ایران هم روندی رو به اعتلا پیدا کردند تا آنجا که جنبش بازنشستگان در سال 95 (برعکس جنبش جامعه معلمان که تنها یکی و دو تظاهرات بیشتر نداشتند) 9 تظاهرات بزرگ در تاریخهای 27 فروردین، 22 تیر، 18 مرداد، 6 مهر، 14 آذر، 28 دی، 3 اسفند، 10 اسفند و 22 اسفند سال 1357 داشتند. همچنین جنبش بازنشستگان در سال 1395 حدود 30 دیدار با حاکمیت از نمایندگان مجلس تا نوبخت رئیس سازمان برنامه بودجه داشتند. «شعار و خواستههای جنبش بازنشستگان در سال 1395 معیشتی بودند» که دیتیل آنها عبارت بودند از:
اول – هم سانسازی حقوقها.
دوم - بیمه کارآمد.
سوم – پرداخت پایان خدمت.
ج - جوهر تظاهرات 19 اسفند 1395 جامعه معلمان ایران «جوهر جنبشی و دینامیک و تکوین یافته از پائین داشت»؛ زیرا فراخوانی تظاهرات 19 اسفند ماه 1395 در تاریخ 12 و 14 اسفندماه 1395 توسط کنشگران بدنه و قاعده جامعه معلمان ایران صورت گرفته بود نه توسط کانون صنفی معلمان از بالا.
د - فراخوانی تظاهرات 19 اسفند ماه 1395 جامعه معلمان ایران «پس از کمپین 140 هزار امضائی قاعده و بدنه جامعه معلمان ایران صورت گرفته بود» که خود این امر معرف آن میباشد که «حرکت اجتماعی دینامیک و جنبشی تکوین یافته از پائین جامعه معلمان ایران در اسفندماه 1395 صورت فرایندی و پروسهای داشته نه صورت موضعی و پدیدهای.»
11 - شعارهای جنبش معلمان ایران در تظاهرات سراسری 19 اسفند ماه 1395 عبارت بودند از: «یک اختلاس کم بشه، مشکل ما حل میشه»، «معیشت، منزلت حق مسلم ماست»، «نوبت به ما که میشه، خزانه خالی میشه»، «خط فقر 4 میلیون، حقوق ما یک میلیون»، «بیمه کارآمد حق مسلم ماست»، «تا حق خود نگیریم، از پا نمینشینیم.»
آنچنانکه با نیم نگاهی به این شعارها میتوانیم داوری کنیم که «مرزبندی بین شعارهای معلمان و پرستاران و بازنشستگان در شعارهای فوق امری غیر ممکن میباشد» و این موضوع «رمز موفقیت جنبش معلمان در تظاهرات 19 اسفند ماه 1395 را نشان میدهد» چراکه بر پایه این فرایند اتحادگرائی عمودی و افقی (توسط این شعارهای مشترک معیشتی) بود که جنبش معلمان در تظاهرات 19 اسفند ماه 1395 جدای از بسیج عمودی معلمان در کشور توانستند در عرصه افقی کنشگران حرکت اجتماعی بازنشستگان و جامعه پرستاران را هم حول حرکت خود بسیج کنند. بدون تردید اگر در تظاهرات 19 اسفندماه 1395 جنبش معلمان به یکباره و بالبداهه دامنه حرکت و شعارها و مطالبات خودشان را از عرصه مطالبات معیشتی به عرصه سیاسی میکشانیدند، قدرت فراگیری و فرایند اتحادگرائی خود را از دست میدادند. باری، در یک جمعبندی از آنچه که فوقا در خصوص جنبش معلمان ایران مطرح کردیم، باید بگوئیم که:
اولاً اگرچه جنبش معلمان از سال 1395 و به صورت مشخص از اسفندماه 1395 روند رو به اعتلای عمودی و افقی پیدا کردند و از نیمه دوم سال 1395 روند دینامیک و جنبشی خودانگیخته و تکوین یافته از پائین خود را به صورت عمودی از سر گرفتند و در سال 1396 این پروسه رو به اعتلا خود را به پیش بردند، ولی باز هم باید «در تقسیم پروسه تاریخی حرکتهای اجتماعی جامعه بزرگ ایران، این جنبش را مربوط به فرایند سوم حرکتهای دینامیک اجتماعی ایران تحلیل کنیم، نه فرایند غیر دینامیک دوم» و دلیل این امر هم آنچنانکه فوقا مطرح کردیم در این رابطه میباشد که:
اول: در تحلیل نهائی «جنبش معلمان یک جنبش وابسته به لایههای میانی و پائینی طبقه متوسط شهری میباشد نه لایه فوقانی طبقه متوسط شهری.»
دوم – اینکه «جنبش معلمان در تحلیل نهائی از نیمه دوم سال 1395 منهای اینکه به صورت سلبی در برابر کانون صنفی معلمان و رهبری کنسروالیسم آن حرکت میکردند، به صورت ایجابی حرکتی دینامیک، تکوین یافته از پائین و خودسازمانده و خودرهبر داشتند.»
ثانیاً اگر در چارچوب فرایند سوم پروسه تاریخی حرکتهای اجتماعی بخواهیم کلیت حرکت اجتماعی جامعه معلمان ایران را آنالیز بکنیم، باید «فرایند کانون صنفی معلمان ایران را از فرایند جنبشی حرکتهای اجتماعی معلمان ایران جدا بکنیم» و دلیل این امر همان است که کانون صنفی معلمان ایران منهای اینکه در دهه 80 تکوین پیدا کردند، «دارای حرکت غیر دینامیک و از بالا بودند» و بنابراین «باید جزء فرایند دوم پروسه تاریخی حرکتهای اجتماعی قرار بدهیم». آنچنانکه «حرکت جنبشی معلمان از نیمه دوم سال 1395 باید جزء فرایند سوم پروسه تاریخی حرکتهای اجتماعی به حساب بیاوریم». بدین ترتیب از اینجا است که میتوانیم داوری کنیم که در فرایند سوم پروسه تاریخی حرکتهای اجتماعی سه جنبش مالباختگان، کامیونداران، معلمان نقش پیشکسوتی داشتنهاند که مشخصه مشترک این سه جنبش پیشکسوت در فرایند سوم پروسه تاریخی حرکتهای اجتماعی عبارتند از:
اول – خاستگاه هر سه جنبش فوق (مالباختگان و کامیونداران و معلمان ایران) طبقه متوسط شهری اما با لایههای مختلف آن بوده است.
دوم – جوهر هر سه جنبش فوق برعکس جنبشهای فرایند دوم، حرکتی دینامیک و تکوین یافته از پائین و خودسازمانده و خودرهبری داشتهاند.
سوم – شعار هر سه جنبش فوق، اگر چه در ظاهر شکل مطالبات معیشتی داشتهاند ولی در عرصه میدانی این شعارهای مطالباتی و معیشتی فونکسیونی سیاسی داشتهاند.
چهارم – اینکه رژیم مطلقه فقاهتی حاکم به شدت از این سه جنبش در هراس بوده است و تلاش میکرده که از پیوستن افقی آنها به جنبشهای دیگر من جمله جنبش کارگری و خود این سه جنبش باهم جلوگیری نماید. به کار نبردن قهر و خشونت (توسط دستگاههای چند لایهای سرکوبگر حزب پادگانی خامنهای) در سرکوب این سه جنبش محوری «به خاطر ناتوانی رژیم مطلقه فقاهتی نبوده است، بلکه به خاطر عقیم و سترون کردن و جمع کردن کوتاهمدت حرکت این جنبشها و دوری از درازمدت شدن بوده است» که البته در این رابطه تاکنون چه در عرصه جنبش مالباختگان و چه در عرصه جنبش معلمان و چه در عرصه جنبش پرستاران به صورت کوتاهمدت (نه درازمدت) رژیم مطلقه فقاهتی موفق بوده است، زیرا در جمع کردن جنبش مالباختگان دیدیم که حزب پادگانی خامنهای (با عصای شورای هماهنگی سران سه قوه) «توانست با چاپ 30 هزار میلیارد تومان اسکناس بدون پشتوانه، هزینه جمع کردن آن جنبش را (توسط تورم ایجاد شده حاصل 30 هزار میلیارد تومان اسکناس بدون پشتوانه) از جیب مردم نگونبخت ایران پرداخت نماید نه از سرمایههای انباشت شده سپاه»؛ و در جریان جنبش کامیونداران هم دیدیم که رژیم توسط «عقبنشینی در افزایش 20 درصدی کرایهها و قبول بیمه کردن رانندهها (با هزینه تأمین اجتماعی که از جیب زحمتکشان پرداخت کننده حق بیمه ماهانه موضوع ماده 28 قانون تأمین اجتماعی حاصل میشوند) و همچنین تهیه وسایل مصرفی برای آنها از روغن و لاستیک غیره به صورت دولتی، توانست جنبش کامیونداران را مانند جنبش مالباختگان به صورت کوتاهمدت مهار کند» و در خصوص جنبش معلمان هم رژیم تلاش کرد توسط «برخورد چند مؤلفهای با لایههای مختلف معلمان (از معلمان رسمی تا معلمان قراردادی و معلمان شرکتی و معلمان حق التدریسی و معلمان سرباز خدمت و غیره) بین آنها شکاف و اختلاف ایجاد کند» (آنچنانکه رژیم مطلقه فقاهتی حاکم با همین تاکتیک و همین شیوه بین کارگران صنعت نفت و پتروشیمی و تقسیم آنها به کارگران قراردادی و شرکتی و کارگران موقت و غیره در طول چهار دهه گذشته شکاف ایجاد کرده است و توسط همین شکاف در هیرارشی کارگران صنعت نفت و پتروشیمی، رژیم مطلقه فقاهتی حاکم توانسته است در چهار دهه گذشته آنچنان جنبش کارگری صنعت نفت ایران را سترون و عقیم بکند که باید داوری بکنیم که در طول چهار دهه گذشته و در فرایند پسا قیام 57 ضد استبدادی مردم ایران حتی یک جنبش اعتصابی فراگیر و سراسری در کل صنعت نفت و پتروشیمی ایران شکل نگرفته است و باز در همین رابطه بوده است که در جریان جنبش اعتصابی سالهای 98 و 99 کارگران صنعت نفت و پتروشیمی دیدیم که کنشگران این جنبش اعتصابی تنها کارگران شرکتی و موقت بودند و کارگران دائم و رسمی صنعت نفت و پتروشیمی در آن جنبش اعتصابی شرکت نکردند که البته همین موضوع عامل شکست آن اعتصابات شد).
ادامه دارد